خورشيد برمىگشت و داغى بر جگر داشت
1682
« نيّره سادات هاشمى »
خورشيد بود و علقمه فصل دميدنش
1475
« جعفر رسول زاده »
خورشيد رفته است ولى ساحل افق
1325
« نعمت ميرزا زاده »
خورشيد سر برهنه برون آمد چون گوى آتشين و سراسر سوخت
1671
« يد اللّه گودرزى »
خوشا از دل نم اشكى فشاندن
1531
« قيصر امين پور »
خوش نباشد از تو شمشير آختن
1007
« عمان سامانى »
خوشهاى صداى زخمت را هيچ حلق ، وجين نخواهد كرد
1683
« مرضيّه موفق شورجه »
خون خورم در غم آن طفل كه جاى لبنش
1146
« جلال الدين همايى »
خون مىسرايد چشمهايم وا مصيبت
1594
« خليل شفيعى »
خونى چكيد و حنجرهى خاك جان گرفت
1616
« سيد ضياء الدين شفيعى »
خويش را بهر جهاد آماده ساخت
1273
« محمد خليل مذنب »
خيام مانده و يك دشت داغ و تنهايى
1653
« سيد قاسم ناظمى »
خيزران مىرفت چون بالا و پست
1521
« غلامعلى رجايى »
خيز و جامه نيلى كن ! روزگار ماتم شد
1548
« يوسفعلى مير شكّاك »
خيل خيال روى تو زد راه خواب را
1303
« احمد نيك طلب »
خيل ستم سوى حرم تاختند
1096
« حكيم الهى قمشهاى »
داد روى ناقهى عريان عدو مأوا مرا
1560
« محمود تارى »
دارد از گرد راه مىآيد
1466
« حسين اسرافيلى »
دارم از كينهى سپهر برين
1044
« فرصت شيرازى »
دارم اندر دست خونين خامهاى
902
« سروش اصفهانى »
داغت اگر چه بر جگر خاك مىگذشت
1672
« محمود سنجرى »
داغ صدها لاله بر دل كربلا دارد هنوز
1309
« پاشا صميمى خلخالى »
داغ كه دارى امشب ؟ اى آسمان خاموش !
1421
« حسين منزوى »
دختران تشنه ، ماه را دف مىزنند
1607
« هادى منوّرى »
دراى كاروان عشق و اميد
1249
« غلامرضا قدسى »
دراى كاروانى سخت با سوز و گداز آيد
998
« صبورى خراسانى »
در اين مساحت تاريخى ، ما در محاربه هستيم
1330
« طاهره صفّار زاده »
درختان را دوست مىدارم
1355
« سيد على موسوى گرمارودى »
در خون من مشو ، كه به خون شستهام دو رخ
750
« رشيد الدين و طواط »
در خيمه گه نيافت چو در مشك آب آب
1334
« جعفر بابايى حلّاج »
درد آيهى تلخ مىسرايدم
1582
« محمد كاظم عليپور »
در دل من آفتابى سر زده است
1522
« غلامعلى رجايى »
در زلف چون كمندش اى دل مپيچ كانجا
18
« حافظ »
درس آزادى به دنيا داد رفتار حسين
1182
« سيد مهدى فاطمى »
در سايهى خورشيد دشتى آتشين ماندهست
1530
« رضا يزدان پناه »
در سماعى به دف خون تو عصيان كرديم
1629
« بهزاد پور حاجيان »
در سماوات شرف رخشنده كوكب زينب است
1292
« شعبانعلى آزاد »
در شام چون كه آل على را مقام شد
1026
« طرب شيرازى »
در شعلهى نگاه تو نقشى نيست آب
1238
« مشفق كاشانى »
در كربلا خورشيد هم خون گريه مىكرد
1280
« خداداد نورايى اراكى »
در كرب و بلا آب مگر قيمت جان بود
1026
« طرب شيرازى »
در كنار علقمه سروى ز پا افتاده است 1311
« محمد علّامه »
در مناى دوست جان دادن خوش است
1246
« حبيب اللّه معلمى »
در نواى زندگى سوز از حسين
721
« اقبال لاهورى »
در هر دلى كه نواى حسين است ، نينواست
1246
« حبيب اللّه معلمى »
دريا تلاوت مىكند خورشيد را در تشت زر
1620
« بهروز سپيد نامه »
درين ماتم خليل از ديده خون باريد ، آزر هم
875
« يغماى جندقى »
دستى كه طرح چشم تو را مست مىكشيد
1463
« حسين دارند »
دشت پر از ناله و فرياد بود
1536
« محمد رضا آقاسى »
دشت مىبلعيد كمكم ، پيكر خورشيد را
1627
« سعيد بيابانكى »
دفتر پيش آر و بخوان حال آنك
718
« ناصر خسرو »
دل ، پشتِ حصار حَرَمت ، خستهترين است
1614
« مجتبى طهمورثى »
دل خون شد و شرط جان گدازى اينست
757
« كمال الدّين اصفهانى »
دل زنده مىشود ز ولاى تو يا حسين
1025
« طرب شيرازى »
دل زنده مىشود ز وِلاىِ تو يا حسين
1285
« محمد رضا ياسرى »
دل شوريده نه از شور شراب آمده مست
1075
« كمپانى »
دلم به سمت تو كوچيد چون پرستوها
1294
« سيميندخت وحيدى »
دلم شكسته و مجروح و مبتلاى حسين
719 ، 784
« ابن حسام خوسفى »
دلم گرفته كجايى برادرِ زينب
1658
« پروانه نجاتى »
دلِ من به مِهرِ مهى شد مُسخّر
1263
« مصطفى قاضى نظام »
دل والهى نهضت حسين است
1188
« خوشدل تهرانى »
دمبهدم دل از ولاى مرتضى بايد زدن
778
« شاه نعمت اللّه ولى »
دميد تا ز افق مهر جانفزاى حسين
1254
« محمود شاهرخى »
دوباره دل هواى كربلا كرد
1223
« محمد على صاعد اصفهانى »
دوباره شعرهايى كربلايى
1480
« حيدر منصورى »
دو چشمم در تجلىگاه عرفان ماند و من ماندم
1368
« محمد حسن حجتى »
دوست دارم شمع باشم ، تا كه خود تنها بسوزم
1216
« حسان »
ديده افتاد مرا تا به عذار گل سرخ
1532
« قيصر امين پور »
ديگر چه شد كه زد شه اين نيلگون طبق
910
« هدايت »