تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1735

مساهمون:

ص١٧٣٥
خورشيد برمىگشت و داغى بر جگر داشت
1682 « نيّره سادات هاشمى »
خورشيد بود و علقمه فصل دميدنش
1475 « جعفر رسول زاده »
خورشيد رفته است ولى ساحل افق
1325 « نعمت ميرزا زاده »
خورشيد سر برهنه برون آمد چون گوى آتشين و سراسر سوخت
1671 « يد اللّه گودرزى »
خوشا از دل نم اشكى فشاندن
1531 « قيصر امين پور »
خوش نباشد از تو شمشير آختن
1007 « عمان سامانى »
خوشه‌اى صداى زخمت را هيچ حلق ، وجين نخواهد كرد
1683 « مرضيّه موفق شورجه »
خون خورم در غم آن طفل كه جاى لبنش
1146 « جلال الدين همايى »
خون مىسرايد چشمهايم وا مصيبت
1594 « خليل شفيعى »
خونى چكيد و حنجره‌ى خاك جان گرفت
1616 « سيد ضياء الدين شفيعى »
خويش را بهر جهاد آماده ساخت
1273 « محمد خليل مذنب »
خيام مانده و يك دشت داغ و تنهايى
1653 « سيد قاسم ناظمى »
خيزران مىرفت چون بالا و پست
1521 « غلامعلى رجايى »
خيز و جامه نيلى كن ! روزگار ماتم شد
1548 « يوسفعلى مير شكّاك »
خيل خيال روى تو زد راه خواب را
1303 « احمد نيك طلب »
خيل ستم سوى حرم تاختند
1096 « حكيم الهى قمشه‌اى »
داد روى ناقه‌ى عريان عدو مأوا مرا
1560 « محمود تارى »
دارد از گرد راه مىآيد
1466 « حسين اسرافيلى »
دارم از كينه‌ى سپهر برين
1044 « فرصت شيرازى »
دارم اندر دست خونين خامه‌اى
902 « سروش اصفهانى »
داغت اگر چه بر جگر خاك مىگذشت
1672 « محمود سنجرى »
داغ صدها لاله بر دل كربلا دارد هنوز
1309 « پاشا صميمى خلخالى »
داغ كه دارى امشب ؟ اى آسمان خاموش !
1421 « حسين منزوى »
دختران تشنه ، ماه را دف مىزنند
1607 « هادى منوّرى »
دراى كاروان عشق و اميد
1249 « غلامرضا قدسى »
دراى كاروانى سخت با سوز و گداز آيد
998 « صبورى خراسانى »
در اين مساحت تاريخى ، ما در محاربه هستيم
1330 « طاهره صفّار زاده »
درختان را دوست مىدارم
1355 « سيد على موسوى گرمارودى »
در خون من مشو ، كه به خون شسته‌ام دو رخ
750 « رشيد الدين و طواط »
در خيمه گه نيافت چو در مشك آب آب
1334 « جعفر بابايى حلّاج »
درد آيه‌ى تلخ مىسرايدم
1582 « محمد كاظم عليپور »
در دل من آفتابى سر زده است
1522 « غلامعلى رجايى »
در زلف چون كمندش اى دل مپيچ كانجا
18 « حافظ »
درس آزادى به دنيا داد رفتار حسين
1182 « سيد مهدى فاطمى »
در سايه‌ى خورشيد دشتى آتشين مانده‌ست
1530 « رضا يزدان پناه »
در سماعى به دف خون تو عصيان كرديم
1629 « بهزاد پور حاجيان »
در سماوات شرف رخشنده كوكب زينب است
1292 « شعبانعلى آزاد »
در شام چون كه آل على را مقام شد
1026 « طرب شيرازى »
در شعله‌ى نگاه تو نقشى نيست آب
1238 « مشفق كاشانى »
در كربلا خورشيد هم خون گريه مىكرد
1280 « خداداد نورايى اراكى »
در كرب و بلا آب مگر قيمت جان بود
1026 « طرب شيرازى » در كنار علقمه سروى ز پا افتاده است 1311 « محمد علّامه »
در مناى دوست جان دادن خوش است
1246 « حبيب اللّه معلمى »
در نواى زندگى سوز از حسين
721 « اقبال لاهورى »
در هر دلى كه نواى حسين است ، نينواست
1246 « حبيب اللّه معلمى »
دريا تلاوت مىكند خورشيد را در تشت زر
1620 « بهروز سپيد نامه »
درين ماتم خليل از ديده خون باريد ، آزر هم
875 « يغماى جندقى »
دستى كه طرح چشم تو را مست مىكشيد
1463 « حسين دارند »
دشت پر از ناله و فرياد بود
1536 « محمد رضا آقاسى »
دشت مىبلعيد كم‌كم ، پيكر خورشيد را
1627 « سعيد بيابانكى »
دفتر پيش آر و بخوان حال آنك
718 « ناصر خسرو »
دل ، پشتِ حصار حَرَمت ، خسته‌ترين است
1614 « مجتبى طهمورثى »
دل خون شد و شرط جان گدازى اينست
757 « كمال الدّين اصفهانى »
دل زنده مىشود ز ولاى تو يا حسين
1025 « طرب شيرازى »
دل زنده مىشود ز وِلاىِ تو يا حسين
1285 « محمد رضا ياسرى »
دل شوريده نه از شور شراب آمده مست
1075 « كمپانى »
دلم به سمت تو كوچيد چون پرستوها
1294 « سيميندخت وحيدى »
دلم شكسته و مجروح و مبتلاى حسين
719 ، 784 « ابن حسام خوسفى »
دلم گرفته كجايى برادرِ زينب
1658 « پروانه نجاتى »
دلِ من به مِهرِ مهى شد مُسخّر
1263 « مصطفى قاضى نظام »
دل واله‌ى نهضت حسين است
1188 « خوشدل تهرانى »
دم‌به‌دم دل از ولاى مرتضى بايد زدن
778 « شاه نعمت اللّه ولى »
دميد تا ز افق مهر جانفزاى حسين
1254 « محمود شاهرخى »
دوباره دل هواى كربلا كرد
1223 « محمد على صاعد اصفهانى »
دوباره شعرهايى كربلايى
1480 « حيدر منصورى »
دو چشمم در تجلىگاه عرفان ماند و من ماندم
1368 « محمد حسن حجتى »
دوست دارم شمع باشم ، تا كه خود تنها بسوزم
1216 « حسان »
ديده افتاد مرا تا به عذار گل سرخ
1532 « قيصر امين پور »
ديگر چه شد كه زد شه اين نيلگون طبق
910 « هدايت »