تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
9 - و أوجب يوما بالغدير ولاية * على كلّ برّ من فصيح و أعجم « 1 »
5 - على سرور مؤمنان است و حقّ وى از جانب خدا بر هر مسلمانى واجب است . 6 - به‌راستىكه رسول خدا در حقّ وى سفارش فرمود و او را در هر حقّى كه قسمت مىشد ، شريك كرد . 7 - و صديقه را كه همانندى جز مريم بتول نداشت به ازدواج او درآورد . 8 - و همه‌ى درها را به مسجد بست الّا در خانه‌ى او را كه به مسجد گشوده مىشد . 9 - و در روز غدير ، ولايت او را بر هر نيكوكارى از عرب و غيرعرب واجب فرمود . * * *
أضحكنى الدّهر و أبكانى * و الدّهر ذو صرف و ألوان
لتسعة بالطفّ قد غودروا * صاروا جميعا رهن أكفان
روزگار مرا به خنده انداخت و گرياند كه روزگار اين دگرگونيها و گونه‌گونيها دارد . گريه‌ام براى آن نه نفرى است كه در نينوا گرفتار آمدند . و همگان گروگان كفن‌ها شدند . * * *
و ستّة لا يتجارى بهم * بنو عقيل خير فرسان
ثمّ علىّ الخير مولاهم * ذكرهم ميّح أخرانى
و ياد شش تن فرزندان عقيل كه بهترين سواركار بودند و دشمن ، آنها را پناه نداد و نيز ذكر على آن نيكمردى كه سرور آنها بود ، اندوه مرا برمىانگيزد . * * *
متى يقوم الحقّ فيكم متى * يقوم مهدييكم الثانى ؟ ؟ ! !
كى حق در ميان شما به پا مىخيزد ؟ و مهدى شما كى قيام مىكند ؟
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 2 ، ص 195 .