جعفر بن عفّان طائى
ابو عبد اللّه جعفر بن عفّان طائى ، از راويان و شاعران شيعه كوفه كه معاصر با امام جعفر صادق ( ع ) بود .
وى در مرثيهى حسين ( ع ) اشعارى سروده و روزى آن را در حضور امام جعفر صادق ( ع ) خواند . امام ( ع ) سخت گريست و فرمود : « اى جعفر به خدا سوگند فرشتگان مقرّب خداوند در اينجا حضور يافتند تا سرودهات را بشنوند و با ما بگريند . خداوند تعالى در اين ساعت بهشت را بر تو واجب ساخت و تو را آمرزيد . »
جعفر با سيّد حميرى هم عصر بوده و با او محاوراتى داشته است . وى به سال 150 ه . ق . وفات يافت . « 1 »
- * -
1 - ليبك على الإسلام من كان باكيا * فقد ضيعت أحكامه و استحلّت
2 - غداة حسين للدماح دريئة * و قد نهلت منه السيوف و علّت
3 - و غذدر في الصحراء لحما مبددا * عليه عناف الطير بانت و ظلت
4 - فما نصرته امة السّوء إذ دعا * لقد طاشت الإحلام منها و ظلت
5 - ألا بل محوا أنوارهم بأكفهم * فلا سلمت تلك الاكف و شلت « 2 »
6 - و ناداهم جهدا بحقّ محمّد * فإن ابنه من نفسه حيث حلت
7 - فما حفظوا قرب الرّسول و لا رعوا * و زلت بهم أقدامهم و استزلت
8 - أذاقته حرّ القتل امة جدّه * هفت نعلها في كربلاء و زلت
9 - كما فجعت بنت الرّسول بنسلها * و كانوا كماة الحرب حين استقلت
1 - بگذار هر گريهكنندهاى بر اسلام بگريد . زيرا احكام و قوانين آن تباه شده و آن را مباح شمردهاند .
2 - بامداد كه شد حسين ( ع ) بر خاك افتاده بود درحالىكه آماج و نشانه تير واقع شده بود و شمشيرها از او سير شده بودند ( بدنش بهوسيله شمشيرها پارهپاره شده بود )
3 - جسمش پراكنده و پريشان در صحرا رها شد و تنها پرندگان آسمان بر آن سايه مىافكندند .
4 - امت بد هنگامىكه او را دعوت كردند ، يارىاش نكردند و روياى همراهى مردم كوفه به هدف نرسيد .
5 - با دستهاى خود به خاموش كردن نور آنها پرداختند . اميدوارم آن دستها سالم نماند و فلج شود .
6 - او آنها را با تمام تلاش به حق محمد ( ص ) فرامىخواند و اينكه پسر اوست و از نفس او مىباشد .
7 - اما آنان نزديكى او به پيامبر را لحاظ نكردند و در مقابل او قدمهايش لغزيد ( با او جنگيدند ) 8 - امت جدّش او را كشتند و سپس لغزيدند و دچار آشفتگى و ضعف روحى شدند .
9 - همچنانكه دختر رسول خدا را دچار فاجعه كردند و هنگامىكه تنها شد عليه نسل او آهنگ جنگ نمودند .
هامش
( 1 ) - اعيان الشيعه ؛ ج 4 ، ص 128 . ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 193 .
( 2 ) - ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 192 .