1 - و من أكبر الأحداث كانت مصيبة * علينا قتيل الأدعياء المللحبّ
2 - قتيل يحنب الطف من آل هاشم * فيالك لحما ليس عنه مذبب
3 - و منعفر الخدين من آل هاشم * ألا حبّذا ذاك الجبين المترّب « 1 »
1 - و از بزرگترين حوادث مصيبتى بود كه وارد شد و آن پارهپاره شدن بدن شهدا به دست دشمنان بود .
2 - از بنى هاشم شهيدى در كربلا كشته شد كه مدافع و حمايتگرى نداشت .
3 - گونههاى او به خاك غلتيده شد و به دست دشمن از پاى درآمد در حالىكه پيشانى او نيز خاكآلود بود . ( رمزى از بريده شدن سر امام حسين ( ع ) از قفا )
* * *
چند بيت از قصيده لاميه هاشميات :
1 - فلم أر موتورين أهل بصيرة * و حقّ لهم أيد صحاح و أرجل
2 - يصيب به الرّامون عن قوس غيرهم * فيا آخرا أسدى له الغىّ أول
3 - كأنّ حسينا و البهاليل حوله * لأسيافهم ما يختلى المتقبّل
4 - و غاب نبي اللّه عنهم و فقده * على الناس رزء ما هنالك مجلل
5 - فلم أر مخذولا أجلّ مصيبة * و أوجب منه نصرة حين يخذل « 2 »
6 - فياربّ هل الّا بك النصر يبتغى * و يا ربّ هل الّا عليك المعوّل « 3 »
1 - هان آيا هيچ كوردلى ، نگران انديشهى خويش هست ؟ و هيچ روى از حق تافتهاى پس از تبهكارى به سوى حق باز مىگردد .
2 - تيراندازان ، با كمان ديگرى ( يزيد ) به سوى او ( امام حسين ( ع ) ) تير مىاندازند . واى بر آن آخرى كه زمينه تبهكارى را اولى براى او فراهم آورد .
3 - براى شمشيرهاى دشمن « حسين » و شيفتگان كوى او ، به سبزههاى درو شدهى دروگر مىماندند .
4 - پيغمبر از ميان آنان رفت و فقدان او ، مصيبت دردناك و بزرگى براى مردم بود .
5 - و من تنها ماندهاى را كه سزاوارتر از او ( حسين ) به يارى در هنگام تنهايى باشد ، نمىشناسم .
6 - پروردگارا ! آيا از جز تو مىتوان يارى خواست ؟ و تكيهگاهى غير از تو مىتوان داشت ؟
بخشى ديگر از هاشميات كه كميت براى فرزدق خواند و فرزدق از او خواست تا اشعارش را منتشر كند و گفت : « به خدا قسم كه تو از همهى گذشتگان و بازماندگان شاعرترى . »
* * *
قصيدهى بائيه هاشميات :
1 - طربت و ماشوقا إلى البيض أطرب * و لا لعبا منّي و ذو الشيب يلعب ؟ !
2 - و لم يلهنى دار و لا رسم منزل * و لم يتطرّ بنى بنان مخضّب
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 181 .
( 2 ) - همان ؛ ص 181 و 182 .
( 3 ) - الغدير ؛ ج 2 ، ص 195 .