سليمان بن قتّه
ابو ايوب ، سليمان بن حبيب محاربى عدوى تيمى قرشى ، بردهاى از تيم بن مرّة بود . مادرش قتّه نام داشت و سليمان به نام مادرش شهرت يافته است . سليمان از شاعران پرهيزكار شيعه در قرن اول هجرى است و همهى اشعار او به بنى هاشم اختصاص دارد .
سليمان مدت چهل سال در دمشق منصب قضاوت داشته است و به سال 126 ه . ق . در دمشق درگذشته است . « 1 »
سليمان از دوستداران امام حسن ( ع ) بوده است و ابياتى در مرثيهى امام حسن ( ع ) سروده است كه نشاندهندهى نزديكى او به امام بوده است :
« خداوند سخن كسى را كه خبر مرگ حسن را آورد ، تكذيب فرمايد . هرچند با هيچ بهايى نمىتوان آن را تكذيب كرد . تو دوست يگانه و ويژهام بودى و هر قبيله از خويشتن مايهى آرامشى دارند . در اين ديار مىگردم و تو را نمىبينم و حال آنكه كسانى در اين ديار هستند كه همسايگى آنان مايهى غبن و زيان است . به جاى تو آنان نصيب من شدهاند ، اى كاش فاصلهى ميان من و ايشان تا كنارهى خليج عدن بود . » « 2 »
- * - سليمان بعد از حادثهى عاشورا به كربلا رفت و مرثيهاى را در برابر كشتگان كربلا سرود :
1 - مررت على أبيات آل محمد * فلم أرها أمثالها يوم حلّت
2 - ألم تر أن الشمس أضحت مريضة * لقتل حسين و البلاد اقشعرت
3 - و كانوا رجاء ثم أضحوا رزية * لقد عظمت تلك الرزايا و جلت
4 - و تسألنا قيس فنعطى فقيرها * و تقتلنا قيس إذا النعل زلت
5 - و عند غنى قطرة من دمائنا * سنطلبها يوما بها حيث حلت
6 - فلا يبعد اللّه الديار و اهلها * و إن أصبحت منهم برغم تخلت
7 - و إن قتيل الطف من آل هاشم * أذلّ رقاب المسلمين فذلّت « 3 »
1 - به خانههاى آل محمد ( ص ) گذر كردم و خانه و كاشانهاى را همانند آنها نديدم كه روزى داراى اهل و ساكن بودند و امروز خالى و وحشتزا هستند .
2 - آيا نمىبينى كه خورشيد به خاطر قتل امام حسين ( ع ) بيمار است و تمام دنيا به شهادت او مىلرزد ؟
3 - آنها مايهى اميد مردم بودند سپس مايهى مصيبت و اندوه گشتند . به راستىكه اين مصيبت بس بزرگ و سنگين بود .
4 - شگفت است كه مستمندان قبيلهى قيس از ما درخواست مىكنند و ما بدانها عطا مىكنيم و آنها در وقت برگشت روزگار ما را مىكشند .
هامش
( 1 ) - تهذيب التهذيب ؛ ج 4 ، ص 160 . اعيان الشيعه ؛ ج 7 ، ص 308 . ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 55 .
( 2 ) - شرح ابن ابى الحديد ؛ ج 7 ، ص 46 .
( 3 ) - ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 54 .