6 - افاطم اشجاني بذوك ذو و العلى * فشبت و إنى صادق لغلام
7 - و أضحيت لا ألتذّ طيب معيشتي * كأنّ علىّ الطيبات حرام
8 - و لا البارد العذب الفرات اسيغه * و لا ظلّ يهنيني الغداة طعام
9 - يقولون لى صبرا جميلا و سلوة * و ما لي الى الصبر الجميل مرام
10 - فكيف اصطبارى بعد آل محمّد * و في القلب منى لوعة و ضرام « 1 »
6 - اى فاطمه ( س ) ! فرزندان بزرگوار تو مرا متألّم كردند ، و آن تألّم در وجود من شعلهور گشت و من فرد صادقى هستم .
7 - و روزگار خود را طورى سپرى مىكنم ، كه زندگى براى من لذّتى نداشته باشد ، كه گويا چيزهاى گوارا و لذيذ بر من حرام است .
8 - و آب شيرين و گوارا مرا سيراب نمىكند و هيچ سايه و غذايى براى من گوارا نيست .
9 - به من مىگويند كه صبر جميل و آسايش پيشه كن در حالىكه هيچ راهى براى رسيدن به صبر جميل وجود ندارد .
10 - چگونه صبر پيشه كنم بعد از اين همه مصيبت كه بر آل محمد ( ص ) وارد شد ، در حالى كه در دل من درد و رنج مىباشد .
* * *
1 - و زوج بضعته الزّهراء يكنفها * دون الورى و أبو أبنائها النجب
2 - من كل مجتهد في اللّه معتضد * باللّه معتقد للّه محتسب
3 - هادين للرشد إن ليل الضلال دجا * كانوا لطارقهم أهدى من الشهب
4 - لقّبت بالرفض لما أن منحتهم * ودّي و أحسن ما أدعى به لقبي
5 - صلاة ذى العرش تترى كل آونة * على ابن فاطمة الكشّاف للكرب
6 - و أبنيه من هالك بالسمّ محترم * و من معفّر خدّ فى الثرى ترب
1 - على ( ع ) ! تو همسر پارهى تن پيامبر و تنها نگهبان زهرا ( س ) و پدر فرزندان نجيب اويى !
2 - فرزندانى كه در راه خدا پر جد و جهدند و از او يارى مىجويند و به وى معتقدند و براى او كار مىكنند .
3 - و چنان راهنمايانى هستند كه اگر شب تاريك گمراهى ، سايه بر سرها گسترد شبروان را بهتر از هر كوكب و شهابى ، رهبرى مىكنند .
4 - از آن روز كه مهر خود را به پاى آنان ريختم ، مرا رافضى خواندند و اين لقب بهترين نام من است .
5 - در راه خداى ذو العرش ، پيوسته و هميشه بر روان فرزندان غمگسار فاطمه باد !
6 - آن دو فرزند كه يكى به سم كشنده مسموم شد و ديگرى با گونهى خاكآلود ، در خاك آرميد .
7 - و العابد الزاهد السجّاد يتبعه * و باقر العلم داني غاية الطلب
8 - و جعفر و ابنه موسي و يتبعه ال * برّ الرضا و الجواد العابد الدئب
9 - و العسكريين و المهدى قائمهم * ذو الأمر لابس أثواب الهدى القشب
10 - من يملأ الأرض عدلا بعد ما ملئت * جورا و يقمع أهل الزيغ و الشغب
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 169 .