تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
على به كوفه برگشته است صدايش را مىشنوم و حسين ( ع ) مدينه را ترك كرده است حسين خوش آمدى ! ! * * *
: إنّى أدرى
ماذا يعنى ذبح البحر
فمتى تأتى سحب الشّرّ « 1 »
من قتل حسين ( ع ) را به سر بريدن دريا تعبير مىكنم كى ابرهاى شر خواهد آمد ؟ * * *
أزمنة عرجاء ضريره
يرشدها لطريق العمه . . . أولاد أجير و أجيرة . . . يا ابن زياد ! ! « 2 »
عصرى كه حسين ( ع ) در آن به شهادت رسيد ، به عصر خدعه ، مكر ، فريب و خيانت مشهور است زمانه‌اى كه تسليم دشمن گرديده و به فرزندان زهرا ( س ) پشت كرده به انسانهاى لنگ و كور شبيه است كه فرزندان أميه دست او را گرفته و به هرسو كه مىخواهند ، مىبرند و او هيچ عكس‌العملى از خود نشان نمىدهد و بىتفاوت از كنار آنچه اتفاق افتاده ، عبور مىكند . * * *
لكن هذا زمن يمشى ! !
قدماه قدّا من صخر
بل يحبو محنىّ الظّهر
لو لا يركض ! ! . . . . لو لا يقفز ! !
لو لا يسعى ! ! « 3 »
پاى زمانه از جنس سنگ است و به همين دليل نه احساس دارد و نه توان حركت . روزگار به عاجزى شبيه است كه با كمر خميده روى دست و پا راه مىرود و توان سرعت گرفتن ندارد . چرا خيز برنمىدارد ؟ * * * مختار ثقفى با نفرت و كينه عمر سعد را خطاب قرار مىدهد و مىگويد :
: لو تحكى جدران السّجن
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص ؛ ص 301 . ( 2 ) - همان ؛ ص 314 . ( 3 ) - همانجا .