ادوار مرقص
اديب سورى ، شاعر ، نويسنده ، در « لاذقية » به دنيا آمد و تا سال 1340 ه . ق . در آنجا به تحصيل مشغول بود ، او از اديبان و مترجمان بزرگ نيمه اوّل قرن 20 به حساب مىآيد و از اعضاى « مجمع علمى دمشق » مىباشد و به عنوان يك اديب صحفى در كشورهاى مصر ، لبنان و سوريه شناخته مىشود . « مرقص » در سال 1952 ميلادى وفات يافت . برخى از آثارش :
« الأدب العربى فى ماله و فى ما عليه » ، « كفيل البيان و الشعر » ، « نحن و لغتنا فى هذا العصر » ، « ديوان ادوار مرقص » ، « ذخيرة المتأدب » و « كفيل العروض و القافيه » . « 1 »
- * -
1 - قدم الزمان و ذكره متجدد * في كل قلب بالفضيلة حاشد
2 - و خلود كل فضيلة بخلود من * لولاه لم يكن الزمان بخالد
3 - ايه دم الشهداء سل متدفقا * و اسق القلوب ببارق و براعد
4 - ان القلوب الممحلات اذا ارتوت * منه زهت بمكارم و محامد
5 - يا غرة الشهداء من عليائها * لوحى عليهم كالضياء العاقد
6 - موسومة بدم الشهادة فهي لا * تنفك تدمي مثل زند الفاصد
7 - كيما يسيروا فى الحياة بنهجه * لا يخضعون لغاصب و معاند « 2 »
1 - با گذشت زمان ياد او تازه مىشود و در قلوب فضيلتجويان ، تازهتر و پايدارتر مىگردد .
2 - زيراكه رنگ الهى موجب جاودانگىاش گرديده است ؛ و گذر زمان آن را از بين نمىبرد .
3 - اى خون شهدا ، دوباره جارى شويد و رعد و برق ديگرى را بهوجود آوريد .
4 - تا قلبهاى خشك و باير و زمينهاى شورهزار و بىحاصل و خشك را از خون سيراب و زنده نمايد .
5 و 6 - اى سرور شهدا ! مانند نورى بر آنان روشنايى داشته باش كه خون تو همواره ، سارى و جارى است . مانند مچ كسى كه رگش را براى حجامت زدهاند .
7 - همچنان در زندگى روششان ادامه مىيابد و در مقابل هيچ غاصب و معاندى سر تسليم فرود نمىآورند .
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 10 ، ص 44 و 45 .
( 2 ) - همان ؛ ص 43 .