تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠

شيخ محمّد نصّار

شيخ محمّد نصّار بن شيخ على بن ابراهيم بن محمّد شيبانى لملومى « 1 » مشهور به ابن نصّار شاعر معروف و اديب مشهور و فاضلى والامقام بود . وى به سال 1292 ه . ق درگذشت . « 2 » * * *
1 - فأتته زينب بالجواد تقوده * و الدمع من ذكر الفراق يسيل
2 - و تقول قد قطعت قلبي يا أخي * حزنا فيا ليت الجبال تزول
3 - فتبادرت منه الدموع و قال يا * أختاه صبرا فالمصاب جليل
4 - فبكت و قالت يا ابن أمي ليس لي * و عليك ما الصبر الجميل جميل
5 - ورنت الى نحو الخيام بعولة * عظمى تصب الدّمع و هي تقول
6 - قوموا الى التوديع إنّ أخي دعا * بجواده ان الفراق طويل
7 - فخرجن ربات الخدور عواثرا * و غدا لها حول الحسين عويل « 3 »
1 - زينب ( س ) در حالى به نزد برادرش آمد كه اشكش همانند سيل روان بود . 2 - و گفت : « برادرم ! قلب من پاره شد و محزون هستم كاش كوهها فرو مىريختند . » 3 - امام فرمود : « اى خواهرم صبر پيشه كن ! زيرا كه براى مصيبت ديده در صبر اجر عظيمى است . » 4 - زينب گريست و گفت : « اى پسر مادرم ! صبر در برابر مصيبت و عزاى تو زيبا و جميل نيست . » 5 - زينب آنگاه به سوى خيمه‌ها رفت ، درحالىكه صداى گريه و ضجّه‌اش به گوش مىرسيد ، فرمود : 6 - « بلند شويد ، هنگام وداع رسيده است . برادرم براى خداحافظى آمده و فراق او خيلى طولانى است . » 7 - زنان اهل بيت از خيمه‌ها بيرون آمدند و دور امام ( ع ) حلقه زدند .
هامش
( 1 ) - لملوم : قريه‌اى در كناره‌ى فرات عراق . ( 2 ) - ادب الطف ؛ ج 7 ، ص 233 . ( 3 ) - همان ؛ ص 232 .