2 - و لا أحبّ حياة بعد فقدكم * و لا أراد به غير الطّف مضطجعا
3 - قوموا فقد عصفت بالطّف عاصفة * مالت بأرجاء طود العزّ فانصدعا
4 - لا أنتم أنتم ان لم تقم لكم * شعواء مرهوبة مرأى و مستمعا
5 - نهارها أسود بالنقع مرتكم * و ليلها أبيض بالقضب قد نصعا
6 - فلتلطم الخيل خدّ الارض عادية * فخدّ عليا نزار للثرّى ضرعا
7 - و لتذهل اليوم منكم كلّ مرضعة * فطفله من دما أوداجه رضعا « 1 »
1 - اگر عيسى ( ع ) مىديد كه تو در سرزمين طف تنها هستى ، هيچگاه نجات خويش را برنمىگزيد و به سوى آسمان بالا نمىرفت .
2 - و بعد از رفتن شما زندگى را دوست نمىداشت و جز سرزمين طف آرامگاهى را نمىجست .
3 - بپاخيزيد كه در اطراف كوه عزّت ، طوفانى برخاسته كه كوه را پارهپاره مىكند .
4 - اگر نبرد پرخونى كه ديدن و شنيدن آن سهمناك است براى شما برپا نشود ، شما به مراتب والاى خود دست نمىيابيد .
5 - جنگى كه در آن از گردوغبار متراكم روزش سياه و از درخشش شمشيرها شبش روشن گرديده است .
6 - در آن جنگ بايد اسبها بر گونه زمين لطمه زنند ، چون بهترين فرد از نسل نزار بر خاك افتاده است .
7 - در اين روز هر شيردهندهاى بايد شيرخوار خود را رها كند ( فراموش كند ) چون فرزند او از خون گردن خويش شير خورده است .
* * *
1 - باسم الحسين دعا نعاء نعاء * فنعمى الحياة لسائر الاحياء
2 - قد كان موسى و المنية اذ دنت * جاءته ماشية على استحياء
3 - و له تجلى اللّه جل جلاله * في طور وادي الطّف لا سيناء
4 - و هناك خر و كل عضو قد غدا * منه الكليم مكلم الاحشاء « 2 »
1 - به نام حسين ( ع ) كه به تمامى زندگان ، زندگى بخشيد .
2 - موسى ( ع ) و آرزوهايش در نزد حسين ( ع ) بايد شرم داشته باشند .
3 - و هنگامىكه خداوند در وادى طف بر او متجلّى شد نه در سينا .
4 - در آنجا هر عضوى از اعضاى كليم ( ع ) در برابر او مدهوش شد و با همهى اعضا در مقابل او به سخن درآمد .
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 227 .
( 2 ) - همان ؛ ص 213 .