شيخ صالح كوّاز
ابو المهدى بن حاج حمزه عربى محتد ملقّب به شيخ صالح كوّاز از قبيلهى « خضيرات » است . وى از شعراى قرن دوازدهم هجرى است كه به سال 1233 ه . ق متولّد شده و در سال 1290 ه . ق درگذشته و در نجف دفن شده است .
شيخ صالح عالمى بزرگوار و در ادب و نحو كمنظير بود . اشعار رثايى او در مجالس عزا خوانده مىشود . « 1 »
* * *
كأن جسمك موسى مذ هوي صعقا * و أن رأسك روح اللّه مذ رفعا « 2 »
1 - گويى جسد تو مانند موسى بود كه مدهوش افتاد و سر تو در بالاى نيزه گويى عيسى روح اللّه بود .
* * * قصيدهاى در رثاى حسين ( ع ) كه ابيات آن تلميحى است به داستان انبياء در قرآن : « 3 »
1 - و معشر راودتهم عن نفوسهم * بيض الضبا غير بيض الخرد العرب
2 - فانظر لاجسادهم قد قدّ من قبل * اعضاؤها لا إلى القمصان و الأهب
3 - فقل بهاجر اسماعيل احزنها * متى تشط عنه من بحر الظّما تؤب
4 - و ما حكتها و لا أمّ الكليم أسى * غداة في اليم القته من الطلب
5 - هذي اليها ابنها قد عاد مرتضعا * و هذه قد سقي بالبارد العذب
6 - فايّن هاتان ممّن قد قضى عطشا * رضيعها و نأى عنها و لم يؤب
7 - شاركنها في عموم الجنس و انفردت * عنهن فيما يخصّ النوع من نسب
1 - آنان گروهى بودند كه شمشيرها به دنبال جانهاى آنان مىدويدند ، نه دختران سفيدروى جوان .
2 - به اجساد آنان نگاه كن ، اين اعضاى بدنشان است كه از جلو دريده شده نه پيراهن و لباس آنها ( زيرا هرگز پشت به دشمن نكردند ) .
3 - هنگامىكه هاجر از تشنگى به هر طرف مىدويد وجود اسماعيل ناراحتى او را كم مىكرد .
4 - داستان مادر موسى هم خيلى ناراحتكننده نيست در آنهنگام كه فرزندش را كه فرعون در طلب او بود ، به دريا افكند .
5 - اين يكى ، پسرش براى شير خوردن به او برگشت و آن يكى ، پسرش را از آب سرد گوارا سيراب كرد .
6 - اين دو زن كجا و آنكه كودك شيرخوارهاش تشنهلب شهيد شد و از او دور شد و ديگر برنگشت كجا ؟
7 - اين زن با آن دو نفر از يك جنسند ، ولى از نظر نسب و نوع از آنها جدا و ممتاز است .
* * *
1 - و لو رآك بأرض الطّف منفردا * عيسي لما اختار أن ينجو و يرتفعا
هامش
( 1 ) - ادب الطف ، ج 7 ، ص 214 .
( 2 ) - همان ؛ ص 217 .
( 3 ) - همان ؛ ص 224 و 225 .