حاج هاشم كعبى
حاج هاشم بن حاج حردان كعبى دورقى ، از علما و فضلا و شعراست كه ، در دورق « 1 » متولد و رشد يافت ، سپس به كربلا و نجف رفت . خطبا شعر او را در مجالس عزا با شور و هيجان خاصى بر منابر مىخواندند . اكثر ديوان شعر او در مدح و رثاى اهل بيت عليهم السّلام مىباشد .
وى به سال 1231 ه . ق وفات يافته است . « 2 »
* * *
1 - و معارضي أسل الرما * ح بعارض الخدّ الأسيل
2 - و ردوا على الظماء الرّدى * ورد الزّلال السّلسبيل
3 - و الشمس غابت بعد ما * هدت الأنام إلى السبيل « 3 »
1 - با گونهاى نرم و لطيف در جلو ضربهى نيزهها ايستاد . ( سپر او كونهى نرم او بود . )
2 - با حالت تشنگى ، مرگ را همچون آب زلال سلسبيل نوشيد .
3 - بعد از اينكه مردم را به راه راست هدايت كرد ، خورشيد غروب كرد .
* * *
1 - تاللّه لا أنسي ابن فاطم و العدي * تهدي اليه بوارقا و رعودا
2 - قتلوا به بدرا فاظلم ليلهم * فغذوا قياما في الضّلال قعودا
3 - ساموه أن يرد الهوان أو المني * ة و المسوّد لا يكون مسودا
4 - فانصاع لا يعبا بهم عن عدّة * كثرت عليه و لا يخاف عديدا « 4 »
1 - به خدا سوگند كه هرگز پسر فاطمه ( س ) را در آن هنگام كه دشمنان مانند رعد و برق به او حملهور شدند ، فراموش نمىكنم .
2 - با كشتن او گويى ماه كامل را كشتهاند و شب آنها تيرهوتار گشته و در همه حال در گمراهى به سر مىبرند .
3 - به او گفتند : يا ذلّت را بپذير يا مرگ را ! ولى مولا هيچگاه برده نمىشود .
4 - آنها را رها كرد و به ايشان اهميّتى نداد و با اينكه تعدادشان زياد بود ، ترسى از آنها به دل راه نداد .
* * *
1 - ما بعد يوم ابن النّبي * سوي المدامع و السّهاد
2 - قتل ابن بنت محمّد * لرضي يزيد عن زياد
هامش
( 1 ) - دورق : مسكن عشاير كعب در نزديكى شهر اهواز .
( 2 ) - ادب الطف ؛ ج 6 ، ص 218 .
( 3 ) - همان ؛ 215 و 216 .
( 4 ) - اعيان الشيعه ؛ ج 10 ، ص 238 .