تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
3 - اشلاؤه فوق الصّعي * د و رأسه فوق الصّعاد « 1 »
1 - بعد از شهادت فرزند پيامبر ( ص ) غير از اشك و اندوه چيزى نمانده است . 2 - فرزند دختر پيامبر ( ص ) كشته شد تا يزيد از ابن زياد راضى شود . 3 - بدن او پاره‌پاره بر خاك افتاد و سر او بالاى نيزه رفت . * * *
1 - بأبى و أمّى عافرون على الثّرى * أكفانهم نسج الرّياح الذرارى
2 - تصّدى نحورهم فينبعث الشّذى * فكأنّما تصدى بمسك دارى
3 - و مطرّحون يكاد من أنوارهم * يبدو لعينك باطن الأسرار
4 - نفست بهم أرض فأصبحت * تدعى بهم بمشارق الأنوار « 2 »
1 - پدر و مادرم فدايت باد كه گردوغبار بيابان طف ، كفن شما بود . 2 - از خون ريخته شده‌ى شما درختى روئيد كه بوى مشك از آن به مشام مىرسد . 3 - گويى از انوار شما ، باطن اسرار روشن مىشود . 4 - زمين طف به‌واسطه‌ى شما زنده است .
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 239 . ( 2 ) - همان ؛ ص 240 .