محسن فرج
شيخ محسن بن فرج نجفى ، جزايرى از شعراى قرن دوازدهم هجرى است كه اديبى فاضل بود و اشعارش در مدح اهل بيت ( ع ) مىباشد . او در حدود سال 1152 ( ه . ق ) در نجف اشرف درگذشت . « 1 »
* * *
1 - و لم يجر الدموع حداء حاد * و لا ذكرى ليالي لا تعود
2 - و لكن اسبل العينين خطب * عظيم ليس يخلقه الجديد
3 - تذاد عن الفرات و ويل قوم * تذودهم العلم من تذود
4 - الاويل الفرات و لا استهلت * على جنبيه بارقة رعود
5 - ألم يعلم لحاه اللّه أن قد * قضى عطشا بجانبه الشهيد « 2 »
1 و 2 - اشكم ديگر جارى نمىشود و ياد و ذكر شبهايم برنمىگردد و گريستن چشم كار بزرگى است كه تازه و جديد نمىباشد .
3 - آنان را از آب فرات راندند . واى بر آن قوم ! آيا نمىدانند كه چه كسانى را از نوشيدن آب فرات محروم ساختند .
4 - واى بر فرات كه در كنار شهدا بود و بارقهى جوشوخروش و جنبش آن نمايان بود .
5 - آيا آب فرات نمىدانست كه كسانى تشنهلب در كنارش به شهادت رسيدهاند ؟
1 - يا غيرة اللّه و ابن السّادة السّيد * ما آن للوعد أن يقضى لموعود ؟ !
2 - دين بتشييده بعتم نفوسكم * و لم يكن بيعها قدما بمعهود
3 - انّا الى اللّه نشكو جور عادية * ما إن يرى جورها عنها بمردود
4 - لم يرقبوا ذمّة فينا و لا رقبوا * إلّا كأن لم نكن أصحاب توحيد
5 - فكيف يابن رسول اللّه تتركنا * فى حيرة بين أرجاس مناكيد
6 - مهما نكن فلنا حقّ الولاء لكم * و أنت بالحقّ أوفى كلّ موجود « 3 »
1 - اى غيرت خدا و پسر سيّد و آقا ! آيا وقت آن نرسيده كه وعده محقّق شود و تو ظهور كنى ؟ !
2 - دينى كه براى سرافرازى آن شما جانهاى خود را فروختيد . امّا با فروختنش به آنچه كه مىخواستيد نزديك نشديد .
3 - به درگاه الهى شكوه مىكنيم و تحقق وعدهى موعود را طلب مىنمائيم .
4 - بر ذمهى ما چيزى جز شكوه به درگاه الهى نيست !
5 - اى پسر رسول خدا ( ص ) ! ما را چگونه در بين ناپاكان و افراد بىخير و سختگير رها كردى ؟
6 - بر ما حقّ ولايت شماست و تو وفادارترين تمام كائنات به وفاى به عهد هستى .
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 5 ، ص 222 .
( 2 ) - همانجا .
( 3 ) - همان ؛ ص 226 .