تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
از امام سجاد ( ع ) در مرثيه پدر بزرگوارش اشعارى نقل شده است :
1 - يا امة السوء لاسقيا لربعكم * يا امّة لم تراع جدّنا فينا
2 - لو أننا و رسول اللّه يجمعنا * يوم القيامة ما كنتم تقولونا
3 - تسيرونا على الاقتاب عارية * كأننا لم نشيّد فيكم دينا « 1 »
1 - اى امت بد ! خداوند سرزمين شما را سيراب نكند . اى امتى كه حرمت پيامبر را در بين ما رعايت نكرديد . 2 - اگر پيامبر در روز قيامت همه‌ى ما را جمع بكند شما چه جوابى خواهيد داشت ؟ 3 - ما را بر پشت شتران بىيال روانه كرديد ، گويا كه ما هيچ دينى در بين شما به‌وجود نياورديم ؟ * * * هم‌چنين امام ( ع ) بعد از شهادت پدر بزرگوارش خطاب به مردم كوفه فرمود :
1 - فلاغر و من قتل الحسين فشيخه * أبوه على كان خيرا و أكرما
2 - فلا تفرحوا يا أهل كوفان بالّذي * أصاب حسينا كان ذلك أعظما
3 - قتيل بشطّ النّهر روحى فداؤه * جزاء الّذى أرداه نار جهنّما « 2 »
1 - در كشتن حسين ( ع ) جاى شگفتى نيست . زيرا پدر بزرگوارش را كه از او برتر بود نيز شهيد كردند . 2 - اى مردم كوفه ، بر حادثه‌اى كه بر حسين ( ع ) گذشت ، كه كشته شدن و مصيبت حسين براى ما امرى بزرگ بود . 3 - جانم فداى شهيدى كه در ساحل رود به خاك افتاد و پاداش قاتل او دوزخ است . * * * آن‌گاه امام سجاد ( ع ) فرمود : واى بر تو اى يزيد ! اگر مىدانستى كه چه كرده‌اى و درباره‌ى پدر و خاندان و برادر و عموهاى من چه جنايت‌هايى را مرتكب شده‌اى ؟ اگر مىدانستى به كوهستانها مىگريختى و بر خاك و خاكستر مىنشستى و به مصيبت و ماتم فرا مىخواندى . آيا بايد سر حسين ( ع ) پسر على ( ع ) و فاطمه ( س ) كه امانت رسول خدا ( ص ) بود ، در جلو دروازه شهر شما نصب شود ؟ اى يزيد ! روز قيامت وقتى مردم به‌پا مىخيزند ، تو را به خوارى و پشيمانى بشارت مىدهم .
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 254 . ( 2 ) - همانجا .