تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

مرثيه‌سرايان اهل بيت ( ع )

نخستين مرثيه‌سرايان ، اهل بيت عليهم السّلام بوده‌اند . گفته‌اند فاطمه ( س ) روزى در كنار گاهواره‌ى فرزند خود شروع به نوحه‌خوانى نمود :
كربلا يا كربلا يا كربلا * كربلا لازلت كربا و بلاء « 1 »
اى كربلا ، به خاطر پيش‌آمدهايى كه در تو براى آل مصطفى ( ص ) رخ داد ، هميشه محنت و بلا هستى . و شعر عاشورايى از كنار گاهواره‌ى حماسه‌آفرين عاشورا آغاز شد و با خون دل داغديدگان اين ماتم ، تداوم يافت . خون‌دلى كه با اشك چشم آميخت و در حالىكه بغض ساليان و قرنها ، راه صدا را بر گلو بسته و جوهر را در قلم خشكانيده ، از سينه‌اى به سينه‌ى ديگر منتقل مىشد . على ( ع ) نيز در زمانى كه براى جنگ صفين از كوفه خارج شد به كربلا رسيد . در آنجا نماز خواند و بعد قطعه‌اى از خاك آن زمين را بوييد و سپس فرمود : « خوشا بر تو اى خاك پاك ، گروهى از تو به محشر برآيند كه بىحسابرسى به بهشت درآيند . » « 2 » اشعارى نيز منسوب به اوست كه در مقام اندرز به امام حسين ( ع ) فاجعه‌ى كربلا را پيشگويى كرده است : - * -
1 - كأنّى بنفسى و أعقابها * و بالكربلاء و محرابها
2 - فتخضب منّا اللّحى بالدّماء * خضاب العروس بأثوابها
3 - أراها و لم يك رأى العيان * و أوتيت مفتاح ابوابها
4 - مصائب تأباك من أن تردّ * فأعدد لها قبل منتابها
5 - سقى اللّه قائمنا صاحب * القيامة و النّاس فى دابها
1 - گويى كه خود و پىآيندگان من اينك در كربلا و آوردگاه آنيم . 2 - و ريشهامان به رنگ جامه‌هاى عروسان به خون رنگين است . 3 - مىبينمش ، نه به ديدن چشم ، كه كليد درهاى آن را به من داده‌اند . 4 - رنجهايى كه بازپس نتوانىشان زد . پس ، زان پيش كه آيند برايشان آماده باش . 5 - آفرين خدا بر ، قائم‌مان ، صاحب آن قيامت ، آن‌گاه كه مردم در رنجهاى خويشند .
6 - هو المدرك الثّار لى يا حسين * بل لك فاصبر لاتعابها
7 - لكلّ دم ألف ألف و ما * يقصّر فى قتل احزابها
8 - هنا لك لا ينفع الظّالمين * قول بعذر و إعتابها
9 - حسين فلا تضجرن للفراق * فدنياك أضحت لتخرابها « 3 »
6 - اوست كه كين مرا اى حسين ، و نيز كين تو را خواهد ستاند . پس بر دردهاى خويش شكيبا باش .
هامش
( 1 ) - سيرتنا و سنّتنا ؛ ص 34 . ( 2 ) - پيكار صفين ؛ ص 195 . ( 3 ) - ديوان امام على ( ع ) ؛ ص 58 - 61 .