تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
7 - هر خونى را هزار هزار خون است كه او در كشتن ناسازان آن رستاخيز كوتاهى نكند . 8 - آنك ، ستمگران را پوزش خواستن و به راه آمدن هيچ سود نبخشد . 9 - اى حسين ، از جدايى تنگ‌دل مباش كه گيتى براى ويران شدن پديد شده است . * * * در روز عاشورا ، هنگام وداع سالار شهيدان ، ابياتى از آن بزرگوار نقل شده است كه خطاب به دخترش حضرت سكينه ( س ) است . اين ابيات از جانسوزترين مراثى به شمار مىآيد :
1 - لا تحرقى قلبى بدمعك حسرتا * ما دام منّى الرّوح فى جسمانى
2 - فاذا قتلت فأنت اولى * بالبكاء يا خيرة النّسوان
3 - سيطول بعدى يا سكينة فاعلمى * منك البكاء اذا الحمام دهان « 1 »
1 - تا جان در بدن دارم دلم را از اشك حسرت خويش مسوزان ! 2 - اى بهترين زنان ، هنگامى كه من كشته گردم ، تو براى گريستن بر من سزاوارترين هستى . 3 - به زودى بر مصيبت مرگ من گريه‌هاى طولانى در پيش دارى .
هامش
( 1 ) - معالى السبطين ؛ ج 2 ، ص 14 .