خواهد گرديد ؟
121 - آن هنگام است كه دين آل محمّد ( ص ) پيروز و كفر خوار و سرنگون خواهد شد .
* * *
1 - فروع قريضي في البديع أصول * لها في المعانى و البيان أصول
2 - و صارم فكري لا يفلّ غراره * و من دونه العضب الصّقيل كليل
3 - سجيّة نفسي انّها لسخيّة * تميل إلى العلياء حيث أميل
4 - فلا تعدلي يا نفس ! عن طلب العلا * و يا قلب لا يثنيك عنه عذول
5 - ففي ذروة العلياء فخر و سؤدد * و عزّ و مجد في الأنام و سول
6 - خليلىّ ظهر المجد صعب ركوبه * و لكنّه للعارفين ذلول
1 - فروغ چكامهى من ، در بديع ، اصول شمرده مىشود . و سخن من ، ريشه در معانى و بيان دارد .
2 - لبهى تيز شمشير فكرتم ، هرگز كند نمىشود و دگر تيغها ، در كنار تيغ انديشهام كند هستند .
3 - خويى كه در جانم ريشه دارد ، داد و دهش است ، و جانم را به هرسو كه خواهد مىكشد .
4 - اى نفس ! هرگز از طلب معانى باز نايست ، و اى دل ! مبادا كه ملامتگر ، تو را از اين آرمان به بيراهه بكشاند .
5 - در اين اوج كرامت ، مىتوان احساس افتخار و سرورى كرد ، و به عزّ و مجد و بزرگوارى نايل شد .
6 - اى دوست ! سوار شدن بر پشت مجد و بزرگوارى سخت دشوار است ، لكن اين مركبى است كه بر عارفان راه ، رام مىشود .
7 - جميل صفات المرء زهد و عفّة * و أجمل منها أن يقال فضيل
8 - فلا رتبة إلّا و للفضل فوقها * مقام منيف في الفخار أثيل
9 - فللّه عمر ينقضى و قرينه * علوم و ذكر في الزّمان جميل
10 - تزول بنو الدّنيا و إن طال مكثها * و حسن ثناء الذّكر ليس يزول
11 - فلا تتركنّ النفس تتبّع الهوى * تميل و عن سبل الرّشاد تميل « 1 »
7 - زهد و عفت ، زيباترين اوصاف آدمى است ؛ و زيباتر از آن اينكه بگويند صاحب فضل است .
8 - هيچ مرتبهاى نيست ، جز اينكه در ميان مفاخر ، فضل در آن ميان مقام شامخى دارد .
9 - چه خوش است آن زندگانى كه در كنار آن ، دانش و نام نيك در صفحهى روزگار جلوهگرى كند .
10 - شيفتگان دنيا ، اگرچه روزگار درازى كامرانى كنند ، سرانجام از بين مىروند ، لكن نام نيك از جريدهى روزگار سترده نمىشود .
11 - هرگز پيروى از نفس و هواى نفس مكن ، چراكه تو را از راههاى هدايت منحرف مىسازد .
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 4 ، ص 224 .