تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

ابو الحسن المنصور باللّه

المنصور باللّه عبد اللّه بن حمزة بن سليمان متولد به سال 561 ه . ق و از سادات علوى و يكى از امامان زيديه در كشور يمن كه شرافت خانوادگى را با بزرگى ذاتى جمع كرده بود و داراى دانش فراوان و فضايل فوق العاده بود . او شمشير و قلم ، علم و عمل ، ادب و فرهنگ را يك‌جا جمع كرده تا جايىكه يكى از امامان زيديه در يمن شد و در نگارش و شعر يكى از شاعرترين پيشوايان زيديه بود شد . ابتداى دعوتش در ماه ذيقعده سال 593 هجرى بود و در ربيع الاول سال 594 مردم با او بيعت كردند و او مبلغانش را به سوى خوارزمشاه ( م 622 هجرى ) فرستاد و سلطان آنها را با گرمى پذيرفت و مدتى در يمن به او منصب زعامت داد تا آنكه در سال 614 هجرى فوت كرد . تأليفات بسيارى در فقه و اصول دارد . ديوان شعرى نيز دارد . « 1 » از آن جمله مىتوان « صفوة الاختيار فى اصول الفقه » ، « الشافى فى اصول الدين » ، « كتاب الفتاوى » ، « العقيدة النبويه فى الاصول الدينيه » ، « حديقة الحكم النبويه » و « الاختيارات المنصوريه فى المسائل الفقهيه » را نام برد . * * *
1 - بني عمنّا ! إنّ يوم « الغدير » * يشهد للفارس المعلم
2 - أبونا علىّ وصيّ الرّسول * و من خصّه باللوا الأعظم
3 - لكم حرمة بانتساب أليه * و ها نحن من لحمه و الدّم
4 - لإن كان يجمعنا هاشم * فأين السّنام من المنسم
5 - و ان كنتم كنجوم السّماء * فنحن الإهلّة للأنجم
1 - پسر عموهاى ما ! روز غدير براى انسان دانا گواه خوبى است . 2 - پدر ما على ، وصى رسول خداست ، او كسى است كه پيامبر اكرم او را به « پرچم بزرگ » اختصاص داده است . 3 - احترام شما از راه انتساب با اوست ، ولى ما از گوشت و خون اوئيم . 4 - اگرچه همه‌ى ما از هاشميم ، اما كوهان شتر كجا و كف پايش كجا ؟ 5 - اگر شما همانند ستارگان آسمانيد ما ماه ستاره‌گانيم .
6 - و نحن بنو بنته دونكم * و نحن بنو عمّة المسلم
7 - حماه أبونا أبو طالب * و أسلم و النّاس لم تسلم
8 - و قد كان يكتم إيمانه * فأمّا الولاء فلا يكتم
9 - و أيّ الفضايل ام نحوها * ببذل النّوال و ضرب الكمي ؟
10 - قفونا محمّد في فعله * و أنتم قفوتم أبا مجرم
6 و 7 - ما فرزندان دختر و پسر عم با ايمانش هستيم نه شما ، پدر ما ابو طالب از او ( رسول خدا ) حمايت كرد و اسلام
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 5 ، ص 397 و 398 .