تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
آورد . در حالى كه همه‌ى مردم نسبت به او كافر بودند . 8 - گرچه ايمانش را از او پنهان مىكرد اما هيچ‌گاه علاقمنديش را نسبت به او پنهان نمىكرد . 9 و 10 - چه فضائلى را ما با بذل و بخشش دارا نيستيم ؟ ما دنباله‌رو محمد و پيرو افعال او هستيم ، ولى شما پيرو ابو مسلم خراسانى هستيد .
11 - هدى لكم الملك هدي العروس * فكافيتموه بسفك الدّم
12 - ورثنا الكتاب و أحكامه * على مفصح النّاس و الأعجم
13 - فإن تفزعوا نحو أوتاركم * فزعنا إلى آية المحكم
14 - أشرب الخمور و فعل الفجور * من شيم النفر الأكرم ؟
15 - قتلتم هداة الورى الطاهرين * كفعل يزيد الشقّي العمي
16 - فخرتم بملك لكم زايل * يقصّر عن ملكنا الأدوم
17 - و لا بدّ للملك من رجعة * إلى مسلك المنهج الأقوم
18 - إلى النفر الشمّ أهل الكسا * و من طلب الحقّ لم يظلم « 1 »
11 - او مملكت را همانند عروس تحويل شما داد ، ولى شما پاداشى كه به او داديد اين بود كه خونش را ريختيد . 12 - ما در ميان همه مردم به‌طور آشكار ، وارث قرآن و احكام آن هستيم . 13 - اگر شما به سوى تارها پناه مىبريد ، ما به سوى آيه‌ى محكم قرآن پناه مىبريم . 14 - آيا شرب خمر و كار زشت ، شايسته انسان‌هاى با فضيلت است . 15 - شما همانند يزيد بدبخت و كوردل ، فرزندان پاك رسول خدا را كشتيد . 16 - و به سلطنت بىدوامتان كه هيچ‌گاه به سلطنت پايدار ما نمىرسد ، افتخار نموديد . 17 و 18 - ولى بالاخره ، حق به حقدار خواهد رسيد و سلطنت و دولت ما تشكيل خواهد شد و كسىكه حق را بخواهد ستم نكرده است . قصيده فوق را ابو الحسن منصور در جمادى الاول سال 602 هجرى به نظم درآورده و آن را در جواب قصيده « ميميه » « ابن معتز » معارضه كرد ، كه ابن معتز گويد : « 2 »
بني عمّنا ! ارجعوا ودّنا * و سيروا على السنن الأقوم
لنا مفخر و لكم مفخر * و من يؤثر الحقّ لم يندم
فأنتم بنو بنته دوننا * و نحن بنو عمّه المسلم
پسر عموهاى ما برگرديد و ما را دوست بداريد و بر روش‌هاى استوار رفتار كنيد . براى ما و شما افتخاراتى است و هر كس از حق پيروى كند پشيمان نمىشود ، درست است كه شما فرزندان دخترش هستيد نه ما ، اما ما همه پسران عموى مسلمانش هستيم . قصيده 55 بيتى نيز در مورد اهل بيت پيامبر دارد كه چند بيت آن را مىآوريم : « 3 »
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 5 ، ص 396 و 397 . ادب الطف ؛ ج 4 ، ص 26 و 27 . ( 2 ) - الغدير ؛ ج 5 ، ص 397 . ادب الطف ؛ ج 4 ، ص 27 . ( 3 ) - همانجا .