9 - علىّ في النساء له وصىّ * أمين لم يمانع بالحجاب
10 - علىّ قاتل عمرو بن ودّ * بضرب عامر البلد الخراب
6 - در پهنه رزمگاه سپاه شيطان را تارومار كرد ، چون صاعقه از شمشيرش آتش برانگيخت .
7 - على ( ع ) است كه با زيور هدايت آذين گرفت ، از آن پيش كه جامهى جوانى درپوشيد .
8 - على ( ع ) است كه بتهاى قريش بشكست ، آنگاه كه بر شانه رسول ( ص ) برآمد .
9 - على ( ع ) است كه با نص وصايت ، زنان پيامبر را كفيل آمد ، امينى كه حجابش مانع نباشد .
10 - على ( ع ) است كه عمر بن عبدود را با ضرب شمشير فروانداخت ، ضربتى كه اسلام را آباد كرد .
11 - حديث براءة و غدير خمّ * و راية خيبر فصل الخطاب
12 - هما مثلا كهارون و موسى * بتمثيل النبيّ بلا ارتياب
13 - بنى في المسجد المخصوص بابا * له إذ سدّ أبواب الصّحاب
14 - كأنّ الناس كلّهم قشور * و مولانا على كاللباب
15 - ولايته بلاريب كطوق * على رغم المعاطس في الرّقاب
11 - داستان « برائت » و « غدير خم » و « پرچم روز خيبر » نزاع را فيصله بخشيد .
12 - محمد ( ص ) و على ( ع ) چون هارون و موسى ( ع ) باشند . اين تمثيل از پيامبر بزرگوار است .
13 - در مسجد خود ، درهاى خانههاى ديگران را مسدود كرد ، و درب خانهى على باز ماند .
14 - مردمان يكسره گرفتارند ، و سرورمان على مفر مىباشد .
15 - ولايتش بىشك مانند قلاده بر گردن مؤمنين افتاد ، و بينى دشمنان بر خاك ماليده شد .
16 - إذا عمر تخبّط في جواب * و نبّهه علىّ بالصّواب
17 - يقول بعدله : لو لا على * هلكت هلكت في ذاك الجواب
18 - ففاطمة و مولانا علىّ * و نجلاه سروري في الكتاب
19 - و من يك دأبه تشييد بيت * فها أنا مدح أهل البيت دابى
20 - و ان يك حبّهم هيهات عابا * فها أنا مذ عقلت قرين عاب
16 - هرگاه عمر در پاسخ مسائل به خطا مىرفت ، على راه صوابش نشان مىداد .
17 - و عمر از راه انصاف گفت : اگر على ( ع ) نمىبود پاسخ خطايم مرا به هلاكت و تباهى مىراند .
18 - ازاينرو فاطمه ( س ) و سرورمان على ( ع ) ، با دو فرزندش مايهى خشنودى و مسرّت خاطرند .
19 - هركه خواهد خاندانى را ستايش نمايد ، من ثنا خوان اهل بيت ( ع ) رسول هستم .
20 - اگر مهر آنان مايهى ننگ و عار باشد - و هيهات كه چنين باشد - من از روزى كه فرزانه گشتم ، قرين اين ننگ و عارم .
21 - لقد قتلوا عليا مذ تجلّى * لاهل الحقّ فحلا في الضراب
22 - و قد قتلوا الرّضا الحسن المرجّى * جواد العرب بالسمّ المذاب
23 - و قد منعوا الحسين الماء ظلما * و جدّل بالطعان بالضّراب