5 - كذلك وصّى المصطفى و ابن عمّه * إلى منجد يوم « الغدير » و متهم
6 - على مستوى فيه قديم و حادث * و إن كان فضل السبق للمتقدّم
7 - ملكت قلوب المسلمين ببيعة * أمدّت به عقد من ولائك مبرم « 1 »
1 - ولايت تو بر مسلمانان فرض و واجب است ، و مهرت ذخيرهى آخرت و غنيمت دنيا است .
2 - اگر آدمى با مهرت جان خود صفا نبخشد ، نزد خداى گيتى پاك و مصفّا نباشد .
3 - رهبرى با نص عيسى فرزند حيدر و فاطمه يافتى ، نه گفتار عيسى فرزند مريم .
4 - گفت : طاعت پسر عم به گردن گيريد كه امين من است و امين خدا در اسرار مكتوم .
5 - چونان وصايت مصطفى به پسر عمش كه در روز غدير با مردم حجاز و تهامه در ميان هشت .
6 - تاريخ تكرار مىشود ، كهنه و تازه يكسان است و فضيلت ويژه سابقان است .
7 - با پيمان و بيعت دلهاى مسلمانان را در اختيار گرفتى ، ولايت مفروض .
* * * بعد از كشته شدن ملك صالح شعرا در سوگ او مرثيه خواندند و به رثاى اهل بيت پرداختند . عماره يمنى نيز در رثاى اهل بيت و رثاى وزير ملك صالح چنين سروده است : « 2 »
1 - يا صاحبى و في مجانبة الهوى * رأي الرّشاد فما الذي تريان ؟ !
2 - بي ما يذود عن التسبّب أوله * و يزيل أيسره جنون جنانى
3 - قبضت على كفّ الصّبابة سلوة * تنهى النّهى عن طاعة العصيان
4 - امسي و قلبي بين صبر خاذل * و تجلّد قاص و همّ دان
5 - قد سهّلت حزن الكلام لنادب * آل الرّسول نواعب الأحزان
6 - فابذل مشايعة اللسان و نصره * إن فات نصر مهنّد و سنان
1 - اى دوستان ! صلاح من در پرهيز از عشق و نواست تا شما چه گوئيد ؟
2 - اينك دردى به دل دارم كه جاى عشق و شوريدگى نماند ، خمار شيدايى از سر بپراند .
3 - فراموشى چنان دست شيدايى از سرم كوتاه نمود كه ديگر نغمهى نافرمانى ساز نكنم .
4 - تاريكى شب كه سايهگستر شود ، شكيبايى از دل برود ، انتقام اميدى خام است ، اما غم و اندوه همدم .
5 - ميدان سخن سخت و ناهموار باشد ، اما نوحهسراى خاندان احمد راهى بس هموار در پيش دارد .
6 - اينك كه شمشير تيز و سنان خونريز را نوبت جولان نيست ، زبان خامه را به نصرت و يارى آزاد كن .
7 - و اجعل حديث بني الوصي و ظلمهم * تشبيب شكوى الدّهر و الخذلان
8 - غصبت أميّة ارث آل محمّد * سفها و شنّت غارة الشنآن
9 - و غدت تخالف في الخلافة أهلها * و تقابل البرهان بالبهتان
10 - لم تقتنع أحلامها بركوبها * ظهر النّفاق و غارب العدوان
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 3 ، ص 194 و 195 . الغدير ؛ ج 4 ، ص 408 .
( 2 ) - الغدير ؛ ج 4 ، ص 356 .