قاضى جليس
عبد العزيز بن حسين بن حباب اغلبى سعدى تميمى صقلى مكنّى به « ابو المعالى » و معروف به « قاضى جليس » ، وى از پيشتازان شعراى مصر كه به سال 490 ه . ق . تولد يافت وى در نظم و نثر و ترسل يگانهى عصر خود بود . در دوران فائز خليفهى فاطمى از دبيران و در سلك نديمان ملك صالح طلايع بن رزيك گرديد و از آن جهت كه همواره با خلفا و وزراى فاطميان و ملك صالح وزير با كفايت آنان مجالست داشت به جليس شهرت يافت .
او از سرايندگانى است كه در مهر و ولاى « عترت طه » قدمى راسخ داشته ، چنان كه اشعار و سرودههايش حاكى از آن است .
فقيه معاصرش « عمارة يمنى » با قصيدهاى كه به سال 551 هجرى سروده زبان به ثنا و ستايش او گشوده است . « 1 »
قاضى جليس به سال 561 هجرى در حالىكه هفتاد سال از عمرش مىگذشت ، در مصر زندگى را بدرود گفت . « 2 »
* * *
1 - أيا امّة لم ترع للدّين حرمة * و لم تبق في قوس الصّلالة منزعا
2 - بأي كتاب ام بأيّه حجّة * نقضتم به ما سنّه اللّه اجمعا ؟ !
3 - غصبتم وليّ الحق مهجة نفسه * و كان لكم غصب الامامة مقنعا
4 - و ألجمتم آل النبيّ سيوفكم * تفرّي من السّادات سوفا و اذرعا
5 - و حلّلتم في كربلاء دماءهم * فأضحت بها هيم الأسنّة شرّعا
6 - و حرّمتم ماء الفرات عليهم * فأصبح محظورا لديهم ممنّعا « 3 »
1 - هلا . اى امت گمراه كه حرمت دين بشكستيد و سرگشتگى و ضلالت را از حد بهدر برديد .
2 - با كدامين حجّت و برهان ، فرمان حق را زير پا نهاديد ؟ !
3 - حقّ ويژهى على را غضب كرديد ، امامت و خلافت راه شما را هموار كرد .
4 - تيغ كين در خاندان رسول نهاديد ، سر و دست آنان از تن جدا كرديد .
5 - در كربلا خونشان حلال شمرديد ، ناوك سنان از خونشان سيراب نموديد .
6 - آب فرات بر آنان حرام شد ، تشنهكامان را دادرسى باقى نماند .
* * *
رثاى سيد الشهداء ( ع ) :
1 - ان خانها الدمع الغزير * فمن الدّماء لها نصير
2 - دعها تسحّ و لا تشحّ * فرزؤها رزء كبير
3 - ما غصب فاطمة تراث * « محمد » خطب يسير
4 - كلّا و لا ظلم الوصىّ و * حقّه الحقّ الشهير
هامش
( 1 ) - نكت عصريه ؛ ص 158 .
( 2 ) - الغدير ؛ ج 4 ، ص 387 .
( 3 ) - ادب الطف ؛ ج 3 ، ص 134 .