24 - بنو المصطفى تفنون بالسيف عنوة * و يسلمنى طيف الهجوع فأهجع ؟
25 - ظلمتم و ذبّحتم و قسّم فيئكم * و جار عليكم من لكم كان يخضع
26 - فما بقعة فى الأرض شرقا و مغربا * و إلّا لكم فيه قتيل و مصرع « 1 »
24 - اى فرزندان مصطفى ! با شمشير بر شما حمله كنند و من به خواب آرام رفته ، شب استراحت كنم ؟
25 - شما را ستم كنند ، بكشند و اموالتان تقسيم گردد و در برابر اين همه جور و جفا چه كس بر شما خضوع كند و حق شما را ادا نمايد ؟
26 - هيچ سرزمينى در شرق و غرب نباشد مگر اينكه كشتهاى از شما يا به خاكافتادهاى در آن باشد .
* * *
مرثيهى حسين شهيد ( ع ) :
1 - اعاتب عينى إذا أقصرت * و أفنى دموعى إذا ماجرت
2 - لذكراكم يا بنى المصطفى * دموعى على الخطّ قد سطّرت
3 - لكم و عليكم جفت غمضها * جفونى عن النوم و استشعرت
4 - امثّل أجسادكم بالعراق * و فيها الأسنّة قد كسّرت
5 - أمثّلكم فى عراص الطفوف * بدورا تكسّف إذ أقمرت
1 - هرگاه از گريه چشمانم كوتاهى كند ، توبيخش كنم و چون سرشكم جارى شود تا پايان بگريم .
2 - به ياد شما اى فرزندان مصطفى سرشكم به چهره رقم كشيده است .
3 - براى شما و بر شما پلكهايم از بهم آمدن سر باززده نخوابيد و هشيار مانده است .
4 - من براى پيكرهاى شما كه در عراق نيزهها بر آنها كارگر شده ، خوردش كرده ، تشبيهى ندارم .
5 - و شما را در عرصهى كربلا ، به ماههاى درخشندهاى كه كسوف كند مانند كردهام ؟
6 - غدت أرض يثرب من جمعكم * كخطّ الصحيفة إذ أقفرت
7 - و أضحى بكم كربلا مغربا * كزهر النجوم إذا غوّرت
8 - كأنّي بزينب حول الحسين * و منها الذوائب قد نشّرت
9 - تمرّغ فى نحره وجهها * و تبدي من الوجد ما أضمرت
10 - و فاطمة عقلها طاير * إذ السوط في جنبها أبصرت
6 - ديگر سرزمين مدينه از جمع شما خالى شد مانند لوحهاى است كه خطوطش را بزدائيد .
7 - و زمين كربلا با شما عملى كرد ، مانند درخشنده ستارگانى كه فرو ريزد .
8 - گويا زينب را مىبينم گرد حسين با گيسوانى پريشان است .
9 - صورت به رگهاى بريده گردنش فرو برده و آه و ناله از دل دردمندش بيرون مىدهد .
10 - و مىبينم فاطمه را حيران است وقتى تازيانه به پهلوى زينبش مىخورد .
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 397 .