ابو فراس حمدانى
ابو فراس حارث بن ابى العلاء سعيد بن حمدان بن حمدون بن تغلبى ، سردار شجاع و شاعر فصيح و توانا كه در سال 320 هجرى در عراق به دنيا آمد . پدرش در جنگ با برادرزادهاش ناصر الدوله براى تصرّف موصل به دست او اسير و مقتول شد .
مادرش ، ابو فراس را كه طفلى سه ساله بود نزد پسر عمش سيف الدوله به حلب برد و تحت سرپرستى او بزرگ شد . ابو فراس در شانزدهسالگى در جنگ با قبايل نزارى در ديار مضر و بادية الشام پيروزىهاى چشمگيرى حاصل نمود و در جنگ با روميان سردار سپاه حلب بود . در سال 348 هجرى به دست روميان اسير شد كه با تهورى فوقالعاده نجات پيدا كرد اما در سال 351 هجرى دوباره توسط روميان اسير شد و مدت 4 سال در اسارت به سر برد و بعد از آزادى به امارت حمص منصوب شد .
بعد از مرگ سيف الدوله ميان پسرش ابو المعالى و ابو فراس اختلاف افتاد و جنگى درگرفت كه در آن جنگ ابو فراس مجروح و اسير گشت و فرماندهى سپاه حلب « غرقويه » در روز دوم جمادى الاولى سال 357 هجرى او را به قتل رساند .
ابو فراس مردى دلير ، بخشنده و جوانمرد بود و مىكوشيد خود را با اسطورههاى شعر عربى و صفاتى كه براى خود در اشعارش مىشمرد ، منطبق كند و در بزم و رزم و شمشير و قلم سرمشق ديگران باشد . او مقام شامخى در شاعرى پيدا كرد تا جايىكه « متنبّى » او را بر خود مقدم مىشمرد .
او مضامين رزمى و عشقى را چنان با مناعت و استوارى بيان كرده كه كمتر شاعرى به او رسيده است . شعر او غالبا در شرح مفاخر آل حمدان و مدح سيف الدوله و شرح دلاورىها و استقامت و پايمردى خود در جنگها و در برابر مشكلات زندگى است .
در يك قصيده « رائيه » 225 بيتى تاريخ خاندان خود را خلاصه كرده است .
علاوه بر خصال شخصى و مقام ادبى ، وى شيعى پاك اعتقاد و شاعر آل محمّد ( ص ) بود و با صراحت و شجاعت فضائل امير المؤمنين على ( ع ) و مناقب ائمه معصومين ( ع ) را شرح داده و مطاعن و مثالب بنى عباس و ساير دشمنان ايشان را بر شمرده است .
قصيده « شافيه » 85 بيتى او اشاره به حقّ غصبشدهى امام موسى كاظم ( ع ) و امام رضا ( ع ) و خراب كردن قبر امام حسين ( ع ) توسط متوكل دارد و از قصائد جاويدانى است كه كليهى مآخذ ، آن را نقل كرده و يا به آن اشاره نمودهاند . قصيدهى شافيه به خاطر لطف سخندانى ، صفاى فصاحت ، حسن انسجام ، نيروى استدلال ، بلندى معنى و روانى الفاظ بهم پيوسته است . غير از قصيده شافيه ، قصيده « هائيهاى » است كه اهل بيت را در آن مدح كرده است .
ديوان ابو فراس را بعد از مرگش دوست و استاد او « ابن خالويه نجوى » ( م 370 ه ) و شاعر معاصرش « البيغاء » ( م 398 هجرى ) جمعآورى كردهاند كه فقط مجموعهى ابن خالويه در دست است و چندبار چاپ شده است . بهترين چاپ آن در سال 1944 در سه جلد در بيروت زير نظر « سامى دهان » انجام گرفت و حواشى مفيدى بر آن افزوده شده است . « 1 »
- * -
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 3 ، ص 402 - 408 . وفيات الاعيان ؛ ج 1 ، ص 127 . شذرات الذهب فى اخبار من ذهب ؛ ج 3 ، ص 24 . الاعلام ؛ ج 2 ، ص 156 . روضات الجنات ؛ ص 205 و 206 . مجالس المؤمنين ؛ ص 411 .