تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
6 - لا خير في وصف النّساء فأعفني * عمّا تكلّفنيه من وصفيها
7 - يا ربّ قافية حلى إمضاؤها * لم يحل ممضاها إلى ممضيها
8 - لا تطمعنّ النّفس فى إعطائها * شيئا فتطلب فوق ما تعطيها
9 - حبّ النّبىّ محمّد و وصيّه * مع حبّ فاطمة و حبّ بنيها
10 - أهل الكساء الخمسة الغرر الّتي * يبني العلا بعلاهم بانيها
6 - در توصيف زنان ، چيزى وجود ندارد ، مرا از تكلف اوصاف آنان ، معاف دار ! 7 - چه بسيار قافيه‌اى كه گذراندنش زيبا است ، ولى اجراى آن براى گذراننده نازيبا است . 8 - نبايد در دادن چيزى به نفس ، آن را به طمع انداخته ، سپس بالاتر از آنچه او را داده‌اى از او طلب كن ! 9 و 10 - مهر پيامبر ، محمّد ( ص ) و وصىاش همراه با مهر فاطمه و مهر دو فرزندش ، خمسه‌ى طيّبه اهل كساء مهر كسانى است كه سازنده بزرگى ، بر عظمت آنان ، بزرگى خود را مىسازد .
11 - كم نعمة أوليت يا مولاهم * في حبّهم فالحمد للموليها
12 - إنّ السّفاه بشغل مدحى عنهم * فيحقّ لي أن لا أكون سفيها
13 - هم صفوة الكرم الذي أصفاهم * ودّي و أصفيت الذي يصفها
14 - أرجو شفاعتهم فتلك شفاعة * يلتذّ برد رجائها راجيها
15 - صلّوا على بنت النّبىّ محمّد * بعد الصّلاة على النّبىّ أبيها
11 - اى دوستدار آنان ، چه بسيار نعمت‌هايى كه در محبّت آنان به تو ارزانى داشته شد ، سپاس صاحب اختيار نعمت است . 12 - اين سفيهانند كه به جاى مدّاحىهاى من ، نسبت به آنان ، به كار ديگر مىپردازند پس شايسته من است كه سفيه نباشم . 13 - اينان برگزيده شخصيت‌اند ، كه مهر خاص من منحصرا براى آنها باشد و براى هركس است كه آنان را خالصانه دوست دارد . 14 - من اميدوار شفاعت آنانم و هركس به شفاعتشان اميدوار باشد ، لذت گوارايى ، درك مىكند . 15 - پس از صلوات بر پيامبر ( ص ) بر دخترش فاطمه ( س ) صلوات بفرستيد .
16 - و ابكوا دماء لو تشاهد سفكها * في كربلاء لماونت تبكيها
17 - تلك الدّماء لو أنّها تفدى إذا * كانت دماء العالمين تقيها
18 - لو أنّ منها قطرة توقى إذا * كنّا بنا و بغيرنا نفديها
19 - إنّ الّذين بغوا إراقتها بغوا * مشؤمة العقبى على باغيها
20 - قتل ابن من أوصى إليه خير من * أوصى الوصايا قطّ أو يوصيها
16 - و بر خون‌هايى گريه كنيد كه اگر ريختن آن را ديده بوديد ، هرگز از گريه باز نمىايستاديد . 17 - اينها خون‌هايى بود كه اگر مىشد از ريختن آنها جلوگيرى كرد ، شايسته بود كه خون همه‌ى جهانيان را فداى آنها كنند . ( خونهايى كه اگر حفظ مىشد ، خون همه‌ى جهانيان محفوظ مىماند . )