[ شعراى اين دوره ]
صنوبرى
ابو القاسم ، ابو بكر ، احمد بن محمّد بن الحسن بن مرّار الجوزى الرقىّ « 1 » الضبىّ « 2 » الحلبى انطاكى مشهور به صنوبرى شاعر شيعى قرن چهارم هجرى است كه شعرش لطافت و رقّت شاعرى را با قوّت طبع شاعرانه با هم جمع كرده و از نظر متانت و حسن اسلوب ، بهره كافى به دست آورده و شعرش در اعلى درجه خوبى است . « 3 »
مضامين اشعارش وصف باغها و گلها و مدايح اهل بيت ( ع ) است .
صنوبرى در حلب و دمشق سكونت داشته و در وصف شهر حلب نيز قصيدهاى با 104 بيت دارد كه « بستانى » اين قصيده را بهترين توصيف از شهر حلب مىداند . « 4 »
سبب شهرتش به صنوبر را گفتهاند كه او صاحب يكى از بيت الحكمةهاى مأمون بود و روزى مقابل مأمون مناظرهاى در گرفت و طرز سخن گفتن و قاطعيت لحنش را مأمون پسنديد و گفت : « تو صنوبرى شكلى » مقصود هشيارى و قاطعيت و تند مزاجى او بود . « 5 »
در مورد تشيّع او اشعار نغزش گواهى است ؛ و ابن شهر آشوب او را از مديحهسرايان اهل بيت ( ع ) شمرده است . وى نسبت به « كشاجم » دوستى شديدى داشت .
صنوبرى در سال 334 ه ق وفات يافت . « 6 »
- * -
1 - ما فى المنازل حاجة تقضيها * إلّا السّلام و أدمع نذريها
2 - و تفجّع للعين فيها حيث لا * عيش اوازيه بعيشي فيها
3 - أبكي المنازل و هي لو تدري الذي * بحث البكاء لكنت أستبكيها
4 - باللّه يا دمع السحائب سقّها * و لئن بخلت فأدمعي تسقيها
5 - يا مغريا نفسي به وصف غريرة * أغريت عاصية على مغريها
1 - دراين جايگاهها كارى ندارم مگر اينكه سلامى بگويم و اشكى فرو ريزم .
2 - و اندوهى گران ، در جايىكه هيچ نوع زندگى را ، با زندگى در اين منازل ، برابر نمىدانم .
3 - بر اين جايگاهها مىگريم ، در حالىكه خود اين جاها هم علت گريهام را نمىدانند ، اگر درك مىكردند ، آنها را هم به گريه مىانداختم .
4 - به خدا سوگند اى سرشك ابرها ! بر اين منازل فرو باريد و اگر بخل ورزيد ، سرشك من آنها را آبيارى كند .
5 - اى كسىكه مرا به خود باختگى به اين منازل مىفريبى ، تو كسى را فريفتهاى كه بر فريبنده خود عصيانگر است .
هامش
( 1 ) - رقه : شهر معروف كنار شطّ فرات كه هارون الرّشيد آن را ساخت .
( 2 ) - ضبى : وابسته به ضبة كه پدر قبيله معنى مىدهد .
( 3 ) - شذرات الذهب ؛ ج 2 ، ص 325 .
( 4 ) - دايرة المعارف بستانى ؛ ج 7 ، ص 138 . ادب الطف ؛ ج 2 ، ص 23 .
( 5 ) - الغدير ؛ ج 3 ، ص 370 .
( 6 ) - ادب الطف ؛ ج 2 ، ص 23 .