دوره دوم :
قرن چهارم تا پايان قرن ششم هجرى اين قرن به عصر شكوفايى شعر و ادب شهرت دارد و تعدادى از بهترين شاعران حسينى را در خود پرورانده است . چهره هايى مانند صنوبرى ، كشاجم ، ابو فراس ، شريف رضى ، شريف مرتضى ، مهيار ديلمى و . . . .
عمدهترين موضوعات مطرح در شعر اين دوره چنين است :
رثا و نوحهسرايى :
همچنان در صدر موضوعات و فنون شعر حسينى است و قصيدهى شريف رضى با طنين غمانگيز و تعبيرات دردآلودش در صدر مرثيههاى اين دوران است . « 1 »
مرتبط ساختن حادثهى عاشورا با حوادث پس از وفات پيامبر ( ص ) در اين دوران ، تشكيل دولتهاى شيعى يا متمايل به تشيّع موجب پديد آمدن آزادى نسبى در برخى سرزمينهاى عربى مىگردد . اين امر زمينهى طرح بسيارى از مسايلى كه جو حاكمه مانع طرحشان بود ، را فراهم مىكند . بهطور خاص ، شاعرانى كه در سايهى چنين حكومتهايى مىزيستند ، در ريشهيابى حادثه به حق غصبشدهى اهل بيت پس از وفات پيامبر ( ص ) اشاره مىكنند . آنان به احتجاج حقّانيّت اهل بيت در مسألهى خلافت مىپردازند و ظلمى كه بر آنان در طول تاريخ رفته است را متذكّر مىشوند براى مثال ملك صالح « طلائع بن رزيك » عامل اين مصيبت بزرگ را ، عصيان امت از فرمان پيامبر ( ص ) و فروش دين به دنيا پس از وفات آن حضرت مىداند . او آنچه را در كربلا واقع شد زير سقف سقيفه و برآمده از دل آن مىشمارد . « 2 »
مشاركت بنى عباس در جرائم بنى اميه :
تلاش شاعران عباسى براى تبرئهى بنى عبّاس و اظهار همدردى در قتل حسين ( ع ) به ثمر نرسيد و با مقابله دوستداران اهل بيت روبرو شد . در اين دوره نيز ، شاعرانى مانند « منصور بن بسّام البغدادى » بنى عبّاس را در گناه بنى اميّه شريك مىداند و معتقد است كه اگرچه بنى عبّاس در واقعهى كربلا حضور نداشتند اكنون براى جبران گذشته به خراب كردن قبر حسين ( ع ) « 3 » مىپردازند .
تحول در كيفيت خونخواهى شهداى كربلا :
تغيير شكل مسالهى خونخواهى حسين ( ع ) نسبت به دورهى گذشته كه عمدهى حملات متوجّهى بنى اميه بود و اشاراتى گذرا به حكومت عبّاسى داشت :
الف ) بخشى از سرودههاى اين دوران نوك تيز حمله را متوجه بنى عباس مىكند و شاعر ، مصداق واقعى دشمنان حسين ( ع ) را در زمان حال جستجو مىنمايد و جرايم بنى عباس را كمتر از بنى اميه نمىبيند .
هامش
( 1 ) - الديوان الشريف الرضى ؛ ج 1 ، ص 44 .
( 2 ) - الديوان ابن رزيك ؛ ص 93 .
( 3 ) - به نقل از : واقعه كربلا ، فى الوجدان الشعبى ؛ ص 166 .