تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
21 - اى دل غمگين ! اگر از اندوه دين ، خلوتى مىجويى تا از درد خويش بكاهى ، به قبر آن پاك‌نهاد در طوس هميشه بهار روى آور . 22 - در طوس دو قبر است : يكى از آن برترين مردم و ديگرى متعلّق به بدترين ايشان ، و اين خود مايه‌ى عبرت است ! 23 - نه آن پليد را از قرب اين پاك سود مىرسد و نه اين وجود پاك را از هم‌جوارى آن ناپاك ، زيانى . 24 - دريغا ! كه هركس در گرو عمل خويش است كه دستهايش براى او فراهم آورده‌اند . پس تو هريك از نيك و بد را خواهى برگزين ، يا واگذار . * * *

قصيده دائيه :

1 - ان كنت محزونا فمالك ترقد ؟ ! * هلّا بكيت لمن بكاه محمّد ؟ !
2 - هلا بكيت على الحسين و أهله ؟ ! * إنّ البكاء لمثلهم قد يحمد
3 - لتضغضغ الإسلام يوم مصابه * فالجود يبكى فقده و السودد
4 - فلقد بكته فى السّماء ملائك * زهر كرام راكعون و سجّد
5 - أنسيت إذ صارت إليه كتائب * فيها إبن سعد و الطغاة الجحّد ؟ !
6 - فسقوه من جرع الحتوف بمشهد * كثر العداة به و قلّ المسعد
7 - لم يحفظوا حقّ النبىّ محمّد * إذ جرّعوه حرارة ما تبرد
1 - تو كه غمگينى چرا مىخوابى ؟ و بر كسى كه محمد ( ص ) بر او گريست ، نمىگريى ؟ 2 - چرا بر حسين و خاندانش اشك نمىريزى مگر نمىدانى كه گريه بر مثل آنها ستوده است ؟ 3 - اسلام به روز شهادت او به خوارى افتاد و بخشش و سرورى از فقدانش گريست . 4 - فرشتگان روشن‌بين و بزرگوارى كه در آسمان خدا را راكع و ساجدند نيز بر حسين گريستند . 5 و 6 - آيا فراموش كردى زمانى را كه افواج سپاه دشمن كه عمر سعد و ديگر سركردگان كافرپيشه در ميانشان بودند چگونه بر حسين تاختند ؟ و در نبردگاهى كه دشمنان وى بسيار و دوستانش اندك بودند ، جام مرگ را بكامش ريختند . 7 - و حقّ پيغمبر را با چشاندن سوز عطشى فرو ناشدنى به آنها ، نگه نداشتند .
8 - قتلوا الحسين فأثكلوه بسبطه * فالثكل من بعد الحسين مبرّد
9 - كيف القرار ؟ ! و فى السّبايا زينب * تدعو بفرط حرارة : يا أحمد
10 - هذا حسين بالسيوف مبضّع * متلطخ بدمائه مستشهد
11 - عار بلا ثوب صريع فى الثرى * بين الحوافر و السنابك يقصد
12 - و الطيّبون بنوك قتلى حوله * فوق التراب ذبائح لا تلحد
13 - يا جدّ قد منعوا الفرات و قتّلوا * عطشا فليس لهم هنالك مورد
14 - يا جدّ من ثكلى و طول مصيبتى * و لما أعافيه أقوم و أقعد « 1 »
8 - حسين را كشتند و پيغمبر را به سوگ سبطش نشاندند راستى كه پس از ماتم وى ديگر ماتمها آسان نمود .
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 306 و 307 .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 116 | مرضيه محمدزاده