دعبل در هنگام شهادت امام رضا ( ع ) در قم بود و در عزادارى مردم مسلمان قم و دوستداران آل محمّد ( ص ) در سوگ امام رضا ( ع ) شركت كرد و در اين ايام قصيدهى سوزناك و بلند « رائيه » را در مرثيه و مدح امام رضا ( ع ) و هجو و مذمّت بنى عباس به ويژه هارون الرّشيد سرود :
قصيده رائيه :
1 - تأسّفت جارتي لمّا رأت زوري * و عدّت الحلم ذنبا غير مغتفر
2 - ترجو الصّبا بعد ما شابت ذوائبها * و قد جرت طلقا فى حلبة الكبر
3 - أجارتى ! إنّ شيب الرأس نفّلي * ذكر المعاد و ارضاني عن القدر
4 - لو كنت اركن للدّنيا و زينتها * إذن بكيت على الماضين من نفري
5 - أحنى الزّمان على أهلي فصدّعهم * تصدّع القعب لاقى صدمة الحجر
1 - دلبرم ! چون كنارهگيرىام را از زنان ديد ، نگران شد و شكيبايى مرا گناهى نابخشودنى شمرد .
2 - وى با گيسوان سپيدش و با آنكه به گروه پيران پيوسته است ، آرزوهاى جوانى دارد .
3 - دلبرا موى سپيد ياد معاد را در من بيدار و مرا به سرنوشتم خرسند مىكند ، و از ياد عشوهگران مهوش باز مىدارد .
4 - اگر بر دنيا و زيبايىهاى آن دل بسته بودم ، جاى آن داشت كه بر رفتگان خويش ، زار بگريم .
5 - در پى مكر زمانه و خيانت روزگار جمعشان فرو پاشيد ، چنانكه گفتى كوه بر آنان فرو ريخت و هركس هراسان به سويى گريخت .
6 - بعض أقام و بعض قد أصاربه * داعى المنيّة و الباقي على الأثر
7 - أمّا المقيم فأخشى أن يفارقنى * و لست أوبة من ولىّ بمنتظر
8 - أصبحت أخبر عن أهلي و عن ولدي * كحالم قصّ رؤيا بعد مدّكر
9 - لو لا تشاغل نفسي بالأولى سلفوا * من أهل بيت رسول اللّه لم أقر
10 - و في مواليك للمحزون مشغلة * من أن تبيت لمفقود على أثر
6 - برخى از ايشان ماندهاند و برخى ديگر از پى بانگ رعبانگيز منادى مرگ رفتهاند و گروهى نيز از پى ايشان روان اند .
7 - آنانكه ماندهاند ، بيم آن دارم كه از من جدا شوند . و آنانكه رفتهاند ، در انتظار بازگشتشان نيستم .
8 - آنگاه كه خواهم از خاندان و فرزندانم خبر دهم ، به خوابزدهاى مىمانم كه پس از بيدارى ، رؤياى خويش باز گويد .
9 - اگر دلم به ياد رفتگان اهل بيت پيامبر خدا ( ص ) خوش نبود ، به راستى كه غمهاى بىكران قرار از كفم مىربود .
10 - اى غمزده ! جاى آنكه شب را در اندوه چيزهاى از دست رفته ، به سحر آورى ، دل به ياد مهربان حبيبانت بسپار كه دل محزون را نيكوتر از اين دل مشغولى نيست .
11 - كم من ذراع لهم بالطّفّ بائنة * و عارض من صعيد التّرب منعفر
12 - أنسى الحسين و مسراهم لمقتله * و هم يقولون : هذا سيّد البشر !