تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
3 - از ديدن مصيبت تو ، چشم‌ها بينايىشان از دست رفت و عزاى تو گوشها را ناشنوا كرد . 4 - با نگاهت ديدگان نابينا را فروغ بينايى بخشيدى و خبر رخداد تو هر گوش شنوايى را كر كرد . 5 - هيچ باغ و بستانى نيست ، مگر اينكه آرزو دارد خاك او ، آرامگاه تو باشد . * * *
1 - منازل بين أكناف الغرىّ * إلى وادى المياه إلى الطوىّ
2 - لقد شغل الدموع عن الغوانى * مصاب الاكرمين بنى علىّ
3 - أتى أسفى على هفوات دهرى * تضامل فيه أولاد الزكىّ
4 - ألم تقف البكاء على حسين ؟ ! * و ذكرك مصرع الحبر التقىّ
5 - ألم يحزنك أنّ بنى زياد * أصابوا بالترات بنى النبىّ ؟ !
6 - و إنّ بنى الحصان يمرّ فيهم * علانية سيوف بنى البغىّ « 1 »
1 و 2 - اشكهايى كه از مصيباتى كه بر فرزندان بزرگوار على در منازل پيرامون نجف و كنار فرات يعنى سرزمين كربلا رفته است ، ريخته مىشود ، انسان را از نغمه و نشاط باز مىدارد . 3 - افسوس من بر زلّت‌هاى زمانه‌اى است كه فرزند پاك پيغمبر را خوار مىدارد . 4 - آيا بر حسين و به ياد كشتن اين داناى پرهيزكار اشك پياپى نمىريزى ؟ 5 - آيا از اينكه پدران زياد ، فرزندان پيغمبر را به خاك نشاندند 6 - چنين ناپاك‌زادگانى آشكارا بر آن پاك‌زادگان شمشير كشيدند ، اندوهگين نيستى ؟
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 2 ، ص 384 .