121 - و تبكى لآثار لآل محمّد ؟ ! * فقد ضاق منك الصدر بالحسرات
122 - ألا فابكهم حقا و بلّ عليهم * عيونا لريب الدّهر منسكبات
123 - و لا تنس فى يوم الطفوف مصابهم * و داهية من أعظم النكبات
124 - سقى اللّه أجداثا على أرض كربلا * مرابيع أمطار من المزنات
125 - و صلّى على روح الحسين حبيبه * قتيلا لدي النهرين بالفلوات
120 - آيا از ديده اشك مىريزى ؟ و از سوز دل رنج مىبرى ؟
121 - و بر آثار دودمان محمّد ( ص ) مىگريى و سينهات از حسرت به تنگ آمده است ؟
122 - هان ! به حق برايشان بگرى و از گردش روزگار باران اشك از ديدگان ببار !
123 - و مصيبتشان را به روز عاشورا و آن پيشآمد سختى كه از بزرگترين دشوارىهاى زمان بود از ياد مبر !
124 - 125 - خداوند به باران بهارى پيكرهاى افتاده در دشت كربلا را سيراب كناد و بر روان پاك حبيب خود حسين ( ع ) درود پياپى فرستد . كشتهاى كه در كنار دو نهر در بيابان كربلا افتاد .
126 - قتيلا بلا جرم فجعنا بفقده * فريدا ينادى : أين أين حمات ؟ !
127 - أنا الظامىء العطشان فى أرض غربة * قتيلا و مظلوما به غير تراب
128 - و قد رفعوا رأس الحسين على القنا * و ساقوا نساء ولها خفرات
129 - فقل لابن سعد : عذب اللّه روحه * ستلقى عذاب النّار باللعنات
130 - سأقنت طول الدهر ماهبت الصبا * و أقنت بالآصال و الغدوات
131 - على معشر ضلّوا جميعا و ضيّعوا * مقال رسول اللّه بالشّبهات « 1 »
126 - كشتهى بىگناهى كه فقدانش ما را به درد آورد و تنها ماندهاى كه فرياد مىكرد : ياوران من كجا رفتند ؟
127 - من تشنهى عطشزدهاى در سرزمين غربتم و كشتهى ستمرسيدهاى بىگناهم .
128 - سرش را بر فراز نى زدند و خاندان پريشان و آشفتهاش را به اسارت كشيدند .
129 - به پسر سعد كه خدا روانش را به درد آورد ، بگو : به زودى عذاب دوزخ را به لعن و نفرين درخواهى يافت .
130 - به روزگار دراز تا آنگاه كه باد صبا وزد ، بر گروهى كه همگى به گمراهى فتادند .
131 - و گفتار پيغمبر خدا را به شبههانگيزى تباه كردند ، در بامداد و شام بر آنان نفرين باد .
* * * چون دعبل قصيدهى تائيهاش را به پايان رساند . امام رضا ( ع ) سه بار فرمود : آفرين !
ابو الفرج اصفهانى گويد : « اين قصيده از بهترين نوع شعر و شكوهمندترين نمونهى مدايحى است كه دربارهى خاندان پيامبر ( ص ) سروده شده است . « 2 » »
ياقوت حموى هم مىنويسد : « چكامه تائيهاى كه دعبل دربارهى دودمان پيامبر سرود و براى على بن موسى الرضا ( ع ) خواند از بهترين نوع شعر و بلندترين نمونهى مدايح است . « 3 » »
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 306 .
( 2 ) - الاغانى ؛ ج 18 ، ص 29 .
( 3 ) - معجم الادبا ؛ ج 4 ، ص 196 .