تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1741

مساهمون:

ص١٧٤١
شيخ طبرسى روايت كرده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از حجة الوداع مراجعت نمود وبر آن حضرت معلوم شد كه رحلت أو به عالم بقا نزديك شده است پيوسته در ميان ايشان خطبه مىخواند وايشان را از فتنه‌هاى بعد از خود ومخالفت فرموده‌هاى خود حذر مىنمود ووصيت مىفرمود ايشان را كه دست از سنّت وطريقهء أو بر ندارند وبدعت در دين الهى نكنند ومتمسك شوند به عترت وأهل بيت أو به أطاعت ونصرت وحراست ومتابعت ايشان را بر خود لازم دانند ، ومنع مىكرد ايشان را از متخلف شدن ومرتد شدن ، ومكرر مىفرمود : أيها الناس ! من پيش از شما مىروم وشما در حوض كوثر بر من وارد خواهيد شد واز شما سؤال خواهم كرد چه كرديد با دو چيز گران بزرگ كه در ميان شما گذاشتم كه كتاب خدا وعترت وأهل بيت منند پس نظر كنيد كه چگونه خلافت من خواهيد نمود در اين دو چيز ، بدرستى كه خداوند لطيف خبير مرا خبر داده است كه اين دو چيز از هم جدا نمىشوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند ، بدرستى كه اين دو چيز را در ميان شما مىگذارم ومىروم پس سبقت مگيريد بر أهل بيت من وپراكنده مشويد از ايشان وتقصير مكنيد در حقّ ايشان كه هلاك خواهيد شد وچيزى تعليم ايشان مكنيد بدرستى كه ايشان داناترند از شما ، وچنين نيابم شما را بعد از من كه از دين برگرديد وكافر شويد وشمشيرها بر روى يكديگر بكشيد پس ملاقاة كنيد من - يا علي را - در لشكرى مانند سيل در فراوانى وسرعت وشدت . وبدانيد كه علي بن أبي طالب پسر برادر ووصىّ من است وقتال خواهد كرد بر تأويل قرآن چنانكه من قتال كردم بر تنزيل قرآن . واز اين باب سخنان در مجالس متعددة مىفرمود ، پس أسامة بن زيد را أمير كرد ولشكرى از منافقان وأهل فتنه وغير ايشان براي أو ترتيب داد وامر كرد أو را كه با أكثر