تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧
خدمت حضرت آورد عباس گفت : أو مرا أسير نكرد بلكه پسر برادرم على مرا أسير كرد ، حضرت فرمود كه : راست مىگويد عم من ، آن ملك بزرگوارى بود كه بصورت على آمده بود وحق تعالى ملائكة را كه به يارى من فرستاده همه را بصورت على فرستاده است تا مهابت ايشان در دل دشمنان زياد گردد « 1 » . به سند ديگر از أبو يسر روايت كرده است كه گفت : عباس وعقيل را ديدم كه مردى بر أسب ابلقى سوار بود ايشان را مىكشيد مىآورد تا به نزد علي بن أبي طالب عليه السّلام رسيد پس ايشان را به آن حضرت تسليم كرد وگفت : بگير عم خود را وبرادر خود را كه تو اولائى به ايشان ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : آن جبرئيل بود « 2 » . ودر حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : جراحت يافتگان مشركان را در روز بدر چون سؤال مىكردند كه : كي جراحت زد تو را ؟ مىگفت : علي بن أبي طالب ، وچون اين را مىگفت مىمرد « 3 » . ودر أكثر كتب معتبرهء خاصه وعامه از حضرت امام زين العابدين وامام محمد باقر عليه السّلام وابن عباس وديگران روايت كرده‌اند : در شب بدر آب كم بود ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : كيست كه برود ومشك آبى بياورد ؟ وهيچ‌كس أجابت نكرد زيرا كه شب تاريك بود وهوا سرد بود وباد تندى مىوزيد وخوف دشمن بود ؛ پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مشكى برداشت وسر چاه رفت وچون دلوى نيافت خود به چاه فرو رفت ومشك را پر كرد وروانه شد ، در اثناى راه باد تندى از پيش رو به أو رسيد كه نتوانست راه رفتن ، پس نشست تا باد گذشت ، وچون برخاست وروانه شد باد ديگر به أو رسيد با همان شدت ونشست تا آن هم گذشت ، تا آنكه سه مرتبه چنين شد - وبه روايت ديگر : هر مرتبه آب ريخته مىشد وبر مىگشت وپر مىكرد مشك را « 4 » - چون به خدمت آن حضرت آمد
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 2 / 273 . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 2 / 273 - 274 . ( 3 ) . مناقب ابن شهرآشوب 2 / 274 . ( 4 ) . اين روايت در مناقب وإعلام الورى ذكر شده است .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 907 | العلامة المجلسي