ودر كتاب روضة الواعظين از سعد بن أبي وقاص روايت كرده است كه أو به عيادت سلمان رفت در هنگامى كه أو بيمار بود وأو را گريان يافت ، سعد گفت : چه سبب دارد گريهء تو اى أبو عبد اللّه وحال آنكه چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از دنيا رحلت نمود از تو راضى بود ودر حوض كوثر به نزد أو خواهى رفت ؟
سلمان گفت : من از جزع مرگ نمىگريم وگريهء من از حرص دنيا نيست وليكن حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم عهد كرد بسوى ما وفرمود : بايد متاع ضروري هر يك از شما مانند توشهء مسافران باشد ومن در دور خود اين متاعها را مىبينم وبه اين سبب آزردهام ؛ ودر دور أو نبود مگر طغارى وكاسهاى ومطهرهاى « 1 » .
وشيخ كشى به سند معتبر روايت كرده است كه سلمان رضى اللّه عنه گفت : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : چون مرگ تو را حاضر شود گروهى چند نزد تو حاضر خواهند شد كه بوى نيك وبد را مىيابند وطعام نمىخورند يعنى ملائكة ، پس سلمان كيسهاى بيرون آورد وگفت :
اين هبه است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به من بخشيده است وآن بوى خوشى بود ، گفت :
پس آن را در آب ريخت وبر دور خود پاشيد پس زن خود را گفت كه : برخيز ودر را ببند ، پس زن برخاست ودر را بست ، چون برگشت مرغ روح أو به عالم قدس پرواز كرده بود « 2 » .
هامش
( 1 ) . روضة الواعظين 490 .
( 2 ) . رجال كشى 1 / 66 .