زيادة از ده آقا مالك شد ودست به دست مىگرديد تا به دست رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم رسيد « 1 » .
ابن عبد البر در كتاب استيعاب روايت كرده است از حسن بصرى كه : عطائي كه هر سال به سلمان مىدادند از بيت المال پنج هزار درهم بود ، وچون آن را مىگرفت همه را تصدق مىكرد واز عمل دست خود مىخورد ، وأو را يك عبا بود كه نصف را بر زمين مىانداخت ونصفى را بر خود مىپوشانيد .
وذكر كردهاند كه : سلمان را خانه نبود ودر سايهء ديوارها وسايهء درختان بسر مىبرد ، روزى شخصي به أو گفت : مىخواهى از براي تو خانه بسازم كه در آن ساكن شوى ؟
گفت : مرا احتياج به آن نيست .
پس پيوسته آن مرد مبالغه مىنمود در اين باب تا آنكه گفت : مىدانم خانهاى كه موافق توست كدام است وچنان خانهاى از براي تو مىسازم .
سلمان گفت : وصف كن از براي من خانهاى را كه موافق من است .
مرد گفت : خانهاى از براي تو مىسازم كه هرگاه تو در آن خانه بايستى سرت به سقف آن برسد واگر پاهاى خود را دراز كنى به ديوار برسد .
گفت : بلى ، چنين خانه مىخواهم ؛ پس چنين خانهاى براي أو بنا كرد .
وأيضا در استيعاب روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : اگر ايمان در ثريّا باشد هرآينه به أو خواهد رسيد سلمان « 2 » .
وأيضا از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه : سلمان فارسي مانند لقمان حكيم است .
واز كعب الأحبار روايت كرده است كه : سلمان را پر كردهاند از علم وحكمت « 3 » .
وكشى به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : علي بن أبي طالب عليه السّلام
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 18 / 34 .
( 2 ) . استيعاب 2 / 635 - 636 ؛ شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 18 / 35 - 36 .
( 3 ) . استيعاب 2 / 637 .