رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بسوى سلمان وگفت : اى أبو عبد اللّه ! تو از خواص برادران مؤمن مائي ومحبوب دلهاى ملائكهء مقرّبانى ، وبدرستى كه تو در آسمانها ودر حجب حق تعالى ودر كرسي وعرش أعظم الهى وآنچه در ميان عرش است تا تحت الثرى مشهورترى در فضيلت وكرامت نزد أهل آنها از آفتابى كه طالع گرديده باشد در روزى كه در هوا هيچ ابر وغبار وتيرگى نبوده باشد ، تو از نيكوترين مدحكردهشدگانى در آيهء كريمهء
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ
« 1 » .
وشيخ طوسي به سند معتبر روايت كرده است كه مردى به حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد : چه بسيار مىشنوم از شما ذكر سلمان فارسي را .
حضرت فرمود : مگو سلمان فارسي وليكن بگو سلمان محمدي ، آيا مىدانى به چه سبب من أو را بسيار ياد مىكنم ؟
راوي گفت : نه .
حضرت فرمود : براي سه خصلت : أول آنكه أو اختيار كرد خواهش حضرت أمير المؤمنين را بر خواهش نفس خود ؛ دوم آنكه فقرا را دوست مىداشت وايشان را اختيار نمود بر مالداران وأهل عزت وشرف ؛ سوم آنكه علم وعلما را دوست مىداشت بدرستى كه سلمان بندهء شايستهء خدا بود وميلكننده بود از هر باطل بسوى حق ، ومسلمان حقيقي بود وهيچگونه شرك اختيار ننمود « 2 » .
وابن بابويه به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه : ميان سلمان ومردى سخنى وخصومتى واقع شد پس آن مرد گفت : تو كيستى يا سلمان ؟ سلمان گفت : اما أول من وأول تو پس نطفهء نجسى است واما آخر من وآخر تو پس مردار گنديدهاى است ، وچون قيامت برپا شود ونصب نمايند ترازوهاى اعمال را پس هر كه سنگين باشد ميزان حسنات أو گرامى وبزرگوار است
هامش
( 1 ) . تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام 69 - 72 .
( 2 ) . امالى شيخ طوسي 133 .