تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1661

مساهمون:

ص١٦٦١
وهر كه سبك باشد ترازوى اعمال أو لئيم وبىمقدار است « 1 » . ودر كتاب حسين بن سعيد به سند معتبر منقول است كه : حضرت سلمان رحمة اللّه عليه مىگفت : اگر نه سجده كردن مىبود از براي خدا وهمنشينى با گروهى كه كلام نيك از دهان خود مىافكنند همچنانكه خرماى نيك از درخت مىريزد هرآينه آرزوى مرگ مىكردم « 2 » . وابن أبي الحديد روايت كرده است از أبو وايل كه : من با رفيق خود رفتيم به نزد سلمان ونزد أو نشستيم ، سلمان گفت : اگر نه اين بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از آنكه تكلف كنند براي مهمان هرآينه براي شما تكلف مىكردم - وتكلف آن است كه چيزى كه نزد آن شخص نباشد به مشقت حاضر كند - پس نانى ونمك سوده‌اى كه چيزى ديگر با آن مخلوط نبود از براي ما آورد ، پس رفيق من گفت : اگر با اين نمك سعتر « 3 » مىبود بهتر بود ، سلمان مطهرهء خود را فرستاد ودر گرو سعتر كرد واز براي ايشان آورد ، چون خورديم رفيق من گفت : شكر مىكنم خداوندى را كه قانع گردانيد ما را به آنچه روزى ما كرده است ، سلمان گفت كه : اگر قانع شده بودى به آنچه خدا روزى كرده است تو را مطهرهء من به گرو نمىرفت « 4 » . وأيضا ابن أبي الحديد گفته است كه : سلمان از أهل فارس بود از رامهرمز ؛ وبعضي گفته‌اند : بلكه از أهل أصفهان بود از قريه‌اى كه آن را « جى » مىگويند ، وأو از جمله موالى رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم است وكنيت أو أبو عبد اللّه بوده است ، وچون از أو مىپرسيدند كه تو پسر كيستى ، مىگفت : من سلمان پسر اسلامم واز فرزندان آدمم . وروايت كرده‌اند كه : أو را
هامش
( 1 ) . امالى شيخ صدوق 489 . ( 2 ) . كتاب الزهد 79 ؛ مستدرك الوسائل 4 / 484 . ( 3 ) . سعتر : گياهى است بيابانى ، داراى برگهاى ريز وگلهاى كبود رنگ ، طعمش تند وخوشبو ، در طب براي معالجهء بعضي امراض ريه ومعده بكار مىرود . ( فرهنگ عميد 2 / 1435 ) . ( 4 ) . شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 3 / 155 .