محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وعلي عليه السّلام را هرآينه خدا عذاب نكند احدى از ايشان را هرگز به هيچگونه عذابي « 1 » .
ودر كتاب احتجاج از أمير المؤمنين علي عليه السّلام روايت كرده است كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از دنيا رفت وآن جناب را غسل دادم ودفن كردم مشغول جمع قرآن گرديدم ، وچون از آن فارغ گرديدم دست فاطمه وحسن وحسين عليهم السّلام را گرفتم وبه خانههاى جميع أهل بدر وآنها كه سبقتها در دين گرفته بودند گرديدم وايشان را قسم دادم به حقّ خود وطلب يارى از ايشان نمودم ، وأجابت من نكردند از ايشان مگر چهار كس : سلمان ، أبو ذر ، مقداد وعمار « 2 » ؛ وبه روايت ديگر : بيست وچهار نفر از ايشان بيعت كردند ، وآن جناب امر كرد ايشان را كه چون بامداد شود سرهاى خود را بتراشند واسلحهء خود را بردارند وبه خدمت حضرت بيايند وبا آن جناب بيعت كنند وتا كشته نشوند دست از يارى أو بر ندارند ؛ چون روز شد بغير سلمان وأبو ذر ومقداد وزبير ديگرى نيامد ، وسه شب حضرت چنين كرد وچون روز مىشد بغير اين چهار نفر كسى نمىآمد « 3 » .
وأيضا به سند معتبر از سلمان روايت كرده است كه : چون جناب أمير المؤمنين عليه السّلام از غسل دادن وكفن كردن رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فارغ شد داخل گردانيد مرا وأبو ذر ومقداد وفاطمه وحسن وحسين عليهم السّلام را وپيش ايستاد وما در عقب أو صف بستيم ونماز بر آن حضرت كرديم ، وعايشه در آن حجره بود وجبرئيل چشمهاى أو را گرفت كه ما را نديد « 4 » .
وأيضا از اصبغ بن نباته روايت كرده است كه : عبد اللّه بن كوّا از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام سؤال نمود از أحوال أصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم .
آن جناب فرمود كه : از أحوال كداميك از صحابه مىپرسى ؟
هامش
( 1 ) . تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام 453 - 457 ؛ احتجاج 1 / 91 - 95 .
( 2 ) . احتجاج 1 / 188 .
( 3 ) . احتجاج 1 / 206 - 207 ؛ كتاب سليم بن قيس 31 ، ودر هر دو مصدر « چهل وچهار » ذكر شده است .
( 4 ) . احتجاج 1 / 204 ؛ كتاب سليم بن قيس 29 .