تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1586

مساهمون:

ص١٥٨٦
پرسيد كه : كجا بود عزّت وشوكت وكثرت بني هاشم كه از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام بعد از حضرت رسالت از أبو بكر وعمر وساير منافقان مغلوب گرديد ؟ حضرت فرمود : از بني هاشم كي مانده بود ! جعفر وحمزه كه در غايت ايمان ويقين واز سابقين اوّلين بودند به عالم بقا رحلت كرده بودند ودو مرد ضعيف اليقين ذليل النفس تازه مسلمان شده مانده بودند عباس وعقيل وايشان را در جنگ بدر أسير كردند وآزاد كردند وايمان چنين قوّتى نمىدارد ، بخدا سوگند كه اگر حمزه وجعفر حاضر مىبودند در آن فتنه أبا بكر وعمر ياراى آن نداشتند كه حقّ أمير المؤمنين عليه السّلام را غصب كنند ، واگر سعى مىكردند البتة ايشان را مىكشتند . ومثل اين حديث در احتجاج از أمير المؤمنين عليه السّلام مروى است « 1 » . وشيخ طوسي از جابر انصارى روايت كرده است كه : عباس مرد بلند قامت خوش‌رو بود ، روزى به خدمت حضرت رسول عليه السّلام آمد وچون حضرت را نظر بر أو افتاد تبسّم نمود وفرمود كه : اى عم ! تو صاحب جمالى . عباس گفت : يا رسول اللّه ! جمال مرد به چه چيز است ؟ فرمود : به راستى گفتار در حق . پرسيد كه : كمال مرد به چه چيز است ؟ فرمود : پرهيزكارى از محرمات ونيكى خلق « 2 » . وأيضا از جابر انصارى روايت كرده است : چون عباس به مدينه آمد أنصار خواستند كه پيراهنى را بر أو بپوشانند ، هر چند تفحص كردند پيراهنى موافق بدن وقامت أو نيافتند به سبب بلندى وتنومندى أو مگر پيراهن عبد اللّه بن ابىّ كه أو نيز بلند وتنومند بود « 3 » . وأيضا به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : حرمت مرا در حقّ عمّ من عباس رعايت كنيد كه أو بقيهء پدران من
هامش
( 1 ) . كافى 8 / 189 - 190 ؛ احتجاج 1 / 450 . ( 2 ) . امالى شيخ طوسي 497 . ( 3 ) . امالى شيخ طوسي 395 .