حق تعالى مىفرمايد
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ . قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ
« 1 »
يعنى : « اى پيغمبر بزرگوار ! چرا حرام مىگردانى چيزى را كه حلال كرده است خدا از براي تو ؟ آيا طلب مىكنى خشنودى زنان خود را ؟ وخدا آمرزنده ومهربان است ، بدرستى كه خدا مقرر گردانيده است از براي شما گشودن وبر هم زدن قسمهاى شما را وخدا دوست وياور شماست وأو دانا وحكيم است » .
وعلي بن إبراهيم به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : اين آيات در وقتي نازل شد كه عايشه وحفصة مطلع شدند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با ماريه نزديكى كرده است وحضرت سوگند ياد كرد كه ديگر با ماريه نزديكى نكند ، پس حق تعالى اين آيات را فرستاد وامر كرد آن جناب را كه كفارهء قسم خود را بدهد وترك مقاربت ماريه ننمايد « 2 » .
وأيضا روايت كرده است كه : سبب نزول اين آيات آن بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روزى در خانهء حفصة بود وماريهء قبطيه آن جناب را خدمت مىنمود ، پس حفصة پى كارى رفت وحضرت با ماريه مقاربت نمود ، چون حفصة بر اين امر مطلع شد غضبناك گرديد وگفت :
يا رسول اللّه ! در روز نوبت من ودر فراش من با كنيزى مقاربت مىكنى ؟ پس آن جناب شرمنده شد وفرمود : اين سخن را بگذار كه ماريه را بر خود حرام گردانيدم وديگر هرگز با
هامش
( 1 ) . سورهء تحريم : 1 و 2 .
( 2 ) . تفسير قمى 2 / 375 .