تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1515

مساهمون:

ص١٥١٥
نماز كسوف را ادا نمود ، وچون سلام گفت فرمود : يا علي ! برخيز وكارسازى فرزند من بكن ؛ پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام برخاست وإبراهيم را غسل داد وحنوط وكفن كرد وبه جانب قبرستان برد وحضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم همراه جنازة رفت تا نزديك قبر أو رسيد ، پس مردم گفتند : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از بسيارى جزع وحزن فرزند خود فراموش كرد كه بر أو نماز گزارد ، پس حضرت برخاست وفرمود كه : جبرئيل مرا خبر داد به آنچه شما گفته بوديد من از شدت جزع فراموش كرده‌ام نماز بر فرزند خود را ونه چنان است كه شما گمان كرده‌ايد وليكن خداوند لطيف خبير بر شما پنج نماز واجب كرده است واز براي مردگان شما از هر نمازى يك تكبير اختيار كرده است وامر كرده است مرا كه نماز نگزارم مگر بر كسى كه نماز گزارده باشد . پس حضرت فرمود : يا علي ! به قبر پائين رو وفرزند مرا در لحد گذار . پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام داخل قبر شد وآن طائر قدسي را در آشيان لحد گذاشت پس مردم گفتند : سزاوار نيست احدى را كه فرزند خود را در لحد گذارد ودر قبر فرزند خود داخل شود زيرا كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم داخل قبر فرزند خود نشد ؛ پس حضرت فرمود : أيها الناس ! بر شما حرام نيست داخل قبرهاى فرزند خود بشويد وليكن من أيمن نيستم كه اگر يكى از شما داخل قبر فرزند خود شود وبندهاى كفن أو را بگشايد از آنكه شيطان بر أو مسلط شود وأو را بدارد بر جزعي كه باعث حبط اجر أو شود ، پس حضرت از نزديك قبر مراجعت نمود « 1 » . وكلينى به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر وامام جعفر صادق عليهما السّلام روايت كرده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نزد قبر إبراهيم فرزند خود حاضر شد در جانب قبلهء قبر نشست وفرمود إبراهيم را سرازير به قبر داخل كردند وفرمود قبرش را بلند كردند « 2 » . وبه سند معتبر ديگر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حضرت
هامش
( 1 ) . كافى 3 / 208 ؛ محاسن 2 / 29 . ( 2 ) . رجوع شود به كافى 3 / 194 و 199 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1515 | العلامة المجلسي