است ، پس وحى كرد بسوى من كه بگيرم أو را برادر خود ودوست خود ووزير خود ووصىّ خود وخليفهء خود در ميان أمت خود ، بدرستى كه أو ولىّ نفس هر مؤمن است بعد از من ، هر كه به أو دوستى كند خدا به أو دوستى كند وهر كه به أو دشمنى كند خدا به أو دشمنى كند ، ودوست نمىدارد أو را مگر مؤمني ودشمن نمىدارد أو را مگر كافرى ، وأو ميخ زمين است بعد از من ، زمين به بركت أو قرار مىگيرد ، واوست كلمهء تقوى كه محبت أو موجب نجات از آتش جهنم است ، واوست ريسمان محكم خدا كه توسل به أو موجب نجات است ، آيا مىخواهيد كه فرونشانيد نور خدا را به دهانها وخدا تمامكننده است نور خود را هر چند نخواهند كافران ؟ پس بدرستى كه حق تعالى بعد از ما نظر كرد بسوى خلايق ويازده وصى از ميان ايشان انتخاب كرد از أهل بيت من وگردانيد ايشان را برگزيدگان أمت من يكى بعد از ديگرى مانند ستارههاى آسمان كه هرگاه ستارهاى پنهان مىشود ديگرى به عوض آن طالع مىگردد ، ايشان پيشوايان هدايت كنندگان وهدايت يافتگانند ، ضرر نمىرساند به ايشان مكر كسى كه به ايشان مكر كند ونه واگذاشتن كسى كه ايشان را يارى نكند ، ايشانند حجّتهاى خدا در زمين وگواهان حق تعالى در ميان خلق وخزينهداران علم اويند وبيان كنندگان وحى اويند ومعدنهاى حكمت اويند ، هر كه ايشان را أطاعت كند خدا را أطاعت كرده است وهر كه ايشان را نافرمانى كند خدا را معصيت كرده است ، ايشان با قرآنند وقرآن با ايشان است ، از قرآن جدا نمىشوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند ، پس برساند هر كه حاضر است به غايبان آنچه گفتم در حق ايشان .
پس سه مرتبه فرمود : خدايا ! تو گواه باش « 1 » .
هامش
( 1 ) . كتاب سليم بن قيس 203 - 205 .