تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1367

مساهمون:

ص١٣٦٧
گردان . رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : چنين نمىكنم تا آنكه ايمان به خداوند يگانه بياوريد ؛ دو مرتبه گفت وحضرت چنين جواب فرمود . چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم امتناع نمود گفت : بخدا سوگند كه مدينه را پر خواهم كرد از سواران وپيادگان كه به جنگ تو خواهم آورد ؛ وبه روايت ديگر گفت با حضرت كه : اگر مسلمان شوم براي من چه خواهد بود ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : از براي تو خواهد بود آنچه از براي همهء مسلمانان است وبر تو لازم خواهد بود آنچه بر ايشان لازم است . أو گفت كه : خلافت وپادشاهى را بعد از خود براي من قرار ده . حضرت فرمود كه : اين بدست من نيست ، بدست خداست ، هر جا كه خواهد قرار مىدهد . گفت : پس مرا پادشاه صحرا گردان وتو پادشاه شهر باش . رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : اين هم نمىشود . گفت : چه چيز از براي من قرار مىكنى ؟ حضرت فرمود : آن را قرار مىكنم كه عنانهاى اسبان را به دست گيرى ودر راه خدا جهاد كنى . گفت : امروز اين در دست من هست ، چه احتياج به تو دارم « 1 » ؟ ! پس چون پشت كرد حضرت فرمود كه : خداوندا ! كفايت كن از من شر عامر بن الطفيل را . چون از خدمت حضرت بيرون رفتند عامر به أربد گفت كه : چه شد آنچه من تو را به آن امر كرده بودم ؟ أربد گفت : بخدا سوگند كه هرگاه اراده كردم كه شمشير بر أو فرود آورم تو را در ميان
هامش
( 1 ) . البداية والنهاية 5 / 54 .