شيخ مفيد وشيخ طبرسى وابن شهرآشوب وديگران روايت كردهاند كه : فتح مكة در ماه رمضان سال هشتم هجرت واقع شد ، وأحاديث معتبره بر اين دلالت كرده است ، وأكثر گفتهاند : در روز سيزدهم ماه بود « 1 » ؛ وبعضي بيستم گفتهاند « 2 » .
وسببش آن بود كه چون در سال حديبيه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با قريش صلح كرد قبيلهء خزاعة در أمان حضرت داخل شدند وقبيلهء كنانه در أمان قريش ، چون دو سال از آن پيمان گذشت ملعونى از قبيلهء كنانه نشسته بود وهجو رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را مىخواند ، پس مردى از قبيلهء خزاعة أو را منع كرد كه : تو را چه نسبت است كه چنين چيزى بخوانى ؟ اگر بار ديگر بشنوم كه چنين چيزى مىخوانى دهنت را مىشكنم ، پس كناني ملعون ممتنع نشد وبار ديگر خواند ، خزاعي مشتى بر دهن أو زد وهر يك از قبيلهء خود نصرت طلبيدند ، وچون كنانه بيشتر بودند آنها را زدند تا داخل حرم كردند وبسيارى از ايشان را كشتند وقريش قبيلهء كنانه را به چهار پايان واسلحه مدد كردند .
پس عمرو بن سالم خزاعي سوار شد وبه خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وواقعه را عرض كرد وشعري چند در اين باب أنشأ كرد ودر ضمن آن ابيات طلب نصرت از حضرت نمود ، حضرت فرمود : بس است اى عمرو ؛ پس برخاست وبه خانهء ميمونه رفت وآبى طلبيد وغسل كرد ودر اثناى غسل مىفرمود : يارى كرده نشوم اگر يارى نكنم ، پس بيرون آمد وعازم شد بر رفتن بسوى مكة وعرض كرد : خداوندا ! جاسوسان را از قريش بازدار
هامش
( 1 ) . رجوع شود به مناقب ابن شهرآشوب 1 / 258 وإعلام الورى 104 و 112 ودلائل النبوة 5 / 22 - 24 .
( 2 ) . العدد القوية 218 .