وعيينة بن حصن را بر سر بنى عنبر فرستاد وبعضي را كشتند وبعضي را أسير كردند « 1 » .
ودر بعضي از كتب معتبرهء مخالفان ذكر كردهاند كه : از جملهء حوادث سال هفتم هجرت آن بود كه چون حضرت از جنگ خيبر برگشت در آخر شب فرود آمد در نزديك مسجد شجره وبلال را فرمود كه بيدار باشد ، پس بلال هم به خواب رفت وهمه بعد از طلوع آفتاب بيدار شدند وحضرت نماز را با صحابه قضا كرد « 2 » ، ودر اين باب سخنان در باب عصمت از سهو ونسيان گذشت .
وأيضا گفته است « 3 » كه : در اين سال آفتاب از براي علي بن أبي طالب برگشت « 4 » .
وگفته است كه : طحاوى كه از علماى مشهور عامه است در كتاب مشكل الحديث روايت كرده است از أسماء بنت عميس به دو سند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم سر مبارك خود را در دامن أمير المؤمنين عليه السّلام گذاشت ووحى بر أو نازل مىشد وحضرت أمير المؤمنين عليه السّلام نماز عصر نكرده بود تا آفتاب غروب كرد ، پس چون وحى برطرف شد حضرت پرسيد : يا علي ! نماز كردهاى ؟ گفت : نه ، پس حضرت دست به دعا برداشت وگفت : خداوندا ! على در طاعت تو وطاعت رسول تو بود پس آفتاب را براي أو برگردان . أسماء گفت : ديدم آفتاب را بعد از فرو رفتن طلوع كرد از مغرب بر زمينها وكوهها تأبيد واين در صهبا بود در خيبر . وطحاوى گفته است : اين حديث ثابت است وثقات روايت كردهاند « 5 » .
وگفته است كه : در اين سال نجاشي امّ حبيبه دختر أبو سفيان را براي حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خواستگارى نمود وفرستاد « 6 » .
هامش
( 1 ) . إعلام الورى 101 - 102 .
( 2 ) . رجوع شود به تاريخ طبري 2 / 139 والمنتظم 3 / 298 وتفسير الدر المنثور 4 / 293 .
( 3 ) . از بحار الأنوار 21 / 42 معلوم مىشود كه منظور علامهء مجلسي از « گفته است » كازرونى مؤلف كتاب المنتقى في مولود المصطفى مىباشد .
( 4 ) . رجوع شود به كفاية الطالب 385 ومناقب خوارزمي 217 .
( 5 ) . رجوع شود به مشكل الآثار 2 / 7 - 8 و 4 / 268 - 269 .
( 6 ) . رجوع شود به تاريخ أبى الفداء 1 / 201 - 202 وتاريخ ابن خلدون بقيهء جلد 2 / 37 وبحار الأنوار 21 / 43 به نقل از المنتقى في مولود المصطفى .