تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1078

مساهمون:

ص١٠٧٨
پس از روى لطف گوش زيد را گرفت وأو را بلند كرد وفرمود : اى پسر ! قول تو راست بود وآنچه شنيده بودى درست به خاطر داشته بودى وحق تعالى آيات به تصديق قول تو فرستاده است . چون حضرت فرود آمد صحابه را جمع كرد وسورهء منافقان را بر ايشان خواند كه مشتمل بر أقوال آن منافق ملعون وجواب گفته‌هاى أو وتكذيب وتأنيب ساير منافقان است پس خدا عبد اللّه بن ابىّ را رسوا كرد « 1 » . وبه سند معتبر از أبان بن عثمان روايت كرده است كه : حضرت يك روز ويك شب واز روز ديگر تا چاشت راه طي كرد پس فرود آمد ومردم از ماندگى به خواب افتادند ، وغرض حضرت آن بود كه مردم مشغول حركت باشند وسخن نگويند ونزاع نكنند تا آتش فتنه فرو نشيند ، پس عبد اللّه پسر عبد اللّه بن ابىّ « 2 » به خدمت حضرت آمد وگفت : يا رسول اللّه ! اگر بر كشتن پدر من عازم شده‌اى پس مرا بفرما كه سرش را به خدمت تو بياورم با آنكه قبيلهء أوس وخزرج مىدانند كه فرزندى نسبت به پدر خود از من نيكوكارتر نيست ومىترسم كه ديگرى را بفرمائى كه أو را بكشد ومن نتوانم كشندهء پدر خود را ببينم وبىتاب شوم ومؤمني را به عوض كافرى بكشم ، حضرت فرمود : نه أو را نمىكشم وتو نيكو با أو مصاحبت كن تا با ما است وعداوت خود را با ما هويدا نمىكند « 3 » . واز حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : چون آن ملاعين رسوا شدند خويشان ايشان به نزد آنها رفته وگفتند : واي بر شما ! رسوا شديد بيائيد نزد پيغمبر خدا تا براي شما استغفار كند ؛ پس سر پيچيدند وامتناع نمودند ، پس حق تعالى اين آية را فرستاد
وَإِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 2 / 368 . ( 2 ) . در تفسير قمى تصريح به نام پسر عبد اللّه بن ابىّ نشده است ، ولى در مجمع البيان 5 / 294 به اين شكل آمده است . ( 3 ) . تفسير قمى 2 / 370 .