اگر أو را در مدينه يا حوالي مدينه ببينند أو را بكشند . پس عثمان بزودى تهيهء سفر أو كرد وشترى از براي أو خريد وأو را روانه كرد وحضرت متوجه غزوهء حمراء الأسد شد ، ومعاوية ماند تا روز سوم كه اخبار حضرت را از براي مشركان ببرد . چون روز چهارم شد حضرت فرمود : معاوية نزديك است به ما ودور نشده است ، أو را طلب كنيد .
پس زيد بن حارثه وعمار بن ياسر أو را طلب كردند وچون راه گم كرده بود أو را در حوالي مدينه يافتند وزيد بر أو ضربتي زد ، عمار گفت : مرا نيز در أو حقي هست وتيرى بسوى أو انداخت پس أو را كشتند ، وخبرش را براي حضرت به مدينه آوردند « 1 » .
مؤلف گويد : همين واقعه باعث شد كه عثمان دختر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را شهيد كرد ، چنانكه بعد از اين مفصلا مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى .
وسيد ابن طاووس رضى اللّه عنه روايت كرده است كه : چون حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام از جنگ أحد مراجعت نمود هشتاد جراحت به بدن مبارك آن حضرت رسيده بود كه فتيلهاى داخل آنها مىشد ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به ديدن آن حضرت رفت وبا آن حال بر روى نطعى « 2 » خوابيده بود ، چون أو را ديد گريست وفرمود : كسى كه در راه خدا اين تعب بكشد بر خدا لازم است كه ثواب جزيل بىنهايت أو را كرامت فرمايد ، پس حضرت أمير عليه السّلام گريست وفرمود : خدا را شكر مىكنم كه از تو پشت نگردانيدم ونگريختم وليكن محزونم كه چرا به سعادت شهادت نرسيدم ؟ حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : ان شاء اللّه بعد از اين به شهادت فائز خواهى گرديد .
پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : أبو سفيان به نزد ما فرستاده است به تهديد ووعيد وگفته است كه وعدهء ما وشما در حمراء الأسد است ، پس حضرت أمير عليه السّلام فرمود : پدر ومادرم فداى تو باد يا رسول اللّه از خدمت تو نمىمانم وسبقت مىگيرم به اين جنگ هر چند بايد كه مردم مرا بر روى دست بگيرند وببرند . پس حق تعالى اين آية را در شأن
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 15 / 45 - 47 ؛ كامل ابن أثير 2 / 165 ؛ مغازى 1 / 308 و 332 - 334 . ودر همهء اين مصادر « أبو عزه » ذكر شده است .
( 2 ) . نطع : فرش ، بساط .