تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 986

مساهمون:

ص٩٨٦
گفت : تو در كجا مىباشى ؟ گفت : در بهشت مىباشم وبه هر جاى بهشت كه مىخواهم مىگردم ، عبد اللّه گفت : تو در بدر كشته نشدى ؟ گفت : بلى كشته شدم وخدا مرا زنده كرد . چون عبد اللّه اين خواب را به حضرت نقل كرد حضرت فرمود : شهيد خواهى شد اى پدر جابر ، پس حضرت در روز أحد فرمود : عبد اللّه بن عمرو را با عمرو بن الجموح در يك قبر دفن كردند ، وچون قبر ايشان در ممرّ سيل واقع بود سيلاب قبر ايشان را برد وبدن ايشان ظاهر شد ديدند كه بر روى عبد اللّه جراحتي بود ودست بر روى جراحت خود گذاشته بود ، چون دستش را از روى جراحت برداشتند خون روان شد ، باز دستش را بر روى جراحت گذاشتند وخون بند شد . جابر گفت : بعد از چهل وشش سال از شهادت پدرم أو را در قبر ديدم هيچ تغييرى در بدن أو نشده بود وگويا در خواب بود وكفنش كه بر رويش كشيده بودند نو بود وعلف حرمل كه بر روى پايش ريخته بودند تر وتازه بود وخواست كه بوى خوش بر أو بريزد صحابه گفتند : به همان نحو كه هست بگذار وتصرفى در بدن أو مكن « 1 » . وباز ابن أبي الحديد وديگران روايت كرده‌اند كه معاوية چشمه‌اى در أحد جارى كرد كه شايد قبرهاى شهدا را برطرف كند وندا كرد در مدينه كه : هر كه كشته‌اى دارد در أحد حاضر شود ، چون أهل مدينه نزد شهدا حاضر شدند وقبرهاى ايشان را شكافتند بدنهاى ايشان تر وتازه بود وكج مىشد اعضاى ايشان به روش اعضاى احياء وبيل به پاى يكى از ايشان خورد وخون روان شد وهر چند قبر ايشان را مىكندند بوى مشك از خاك قبرهايشان ساطع مىشد ؛ عبد اللّه بن عمرو وعمرو بن جموح را در يك قبر يافتند ، وخارجة بن زيد وسعد بن ربيع را در يك قبر يافتند ، وعبد اللّه بن عمرو را از قبر بدر آوردند زيرا كه قنات بر قبر ايشان مىگذشت وخارجه وسعد را بيرون نياوردند . چون معاوية اين امر منكر را جارى كرد وكسى مانع أو نشد ، أبو سعيد خدري گفت : بعد از اين ديگر هيچ منكر را كسى انكار نخواهد كرد « 2 » .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 14 / 261 - 264 ؛ مغازى 1 / 264 - 267 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 14 / 264 ؛ مغازى 1 / 267 - 268 .