وشيخ طبرسى در كتاب إعلام الورى از كتاب أبان بن عثمان روايت كرده است از صباح بن سيابه از حضرت صادق عليه السّلام كه : چون آوازهء قتل حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در مدينه بلند شد حضرت فاطمه عليها السلام وصفيه عمهء حضرت به جانب أحد روان شدند وچون نظر ايشان بر حضرت افتاد حضرت به أمير المؤمنين عليه السّلام گفت : عمه را نگاه دار كه نزديك من نيايد وفاطمه را بگذار كه بيايد ، چون فاطمه عليها السّلام به نزديك حضرت آمد وديد روى مباركش را مجروح كردهاند ودهانش را خستهاند وخون از رو ودهانش مىريزد فرياد زد وخون از روى پدر پاك مىكرد ومىگفت : شديد است غضب خدا بر كسى كه خون بر روى رسول خدا جارى كند ؛ وحضرت هر خونى كه از روى مباركش مىريخت به دست خود مىگرفت وبه هوا مىانداخت وقطرهاى از آن خون به زمين بر نمىگشت .
پس حضرت صادق عليه السّلام فرمود : بخدا سوگند كه اگر قطرهاى از آن خون به زمين مىرسيد هرآينه عذاب بر أهل زمين نازل مىشد ؛ راوي به حضرت عرض كرد : سنّيان مىگويند كه دندان حضرت شكست ؛ فرمود : نه واللّه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از دنيا كه رفت هيچ عضو أو ناقص نشده بود وليكن روى آن حضرت را مجروح كردند « 1 » .
مؤلف گويد : مىتواند بود كه اخبار شكستن دندان مبارك رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم محمول بر تقيه باشد وممكن است كه محمول بر آن باشد كه دندان متحرك شده باشد وجدا نشده باشد ؛ وبدان كه چهار دندان پيش دهان را از بالا وپائين هر يك را « ثنيه » مىگويند ، وچهار ديگر كه بعد از آنهاست « رباعية » مىگويند .
هامش
( 1 ) . إعلام الورى 82 - 83 .